نقش تروریسم در منازعه هند و پاکستان: میان افسانه و واقعیت؟

19 اسفند 1397 ساعت 12:47

امروزه شکل جدید منازعه میان بازیگرانی اتفاق می­‌افتد که به هر دلیلی، رغبتی برای شروع جنگ ندارند. این بی‌رغبتی ممکن است ناشی از ضعف قدرت، آسیب­‌های گسترده جنگ­‌های جدید، محکومیت­‌های بین­‌المللی از نظر حقوقی، از بین رفتن وجهه و اعتبار بین­‌المللی و ... باشد. در این فضا، کشورهایی که منازعات پایدار با همدیگر دارند سعی می­‌کنند از ابزارها و روش­‌هایی برای ضربه زدن به یکدیگر استفاده کنند که نمی­‌توان به طور مطلق آنها را اثبات کرد. در چنین شرایطی، استفاده از ابزارهایی نظیر جنگ­‌های نیابتی، پهپاد، ویروس­‌های اینترنتی، بیماری­‌های مسری و گروه­‌های تروریستی بدنام محبوبیت می­‌یابد. این ابزارها تفاوت­‌های زیادی با هم دارند اما شباهت برجسته آنها این است که نمی­‌توان به صورت مشخص و محکمه­ پسند آنها را به یک کشور خاص (به عنوان تابع اصلی حقوق بین‌الملل) نسبت داد. منازعه هند و پاکستان در حال حاضر از الگو پیروی می‌کند و هیچ یک از طرفین آمادگی ورود به یک جنگ تمام عیار با پذیرش هزینه‌های آن را ندارند.


ایران شرقی/

سید احمد فاطمی‌نژاد*

حدود سه هفته پیش در روز 14 فوریه یک عامل انتحاری به اتوبوس حامل نیروهای پلیس هند در کشمیر حمله کرد و طی آن بیش از چهل نفر به قتل رسیدند. روز بعد، گروه تروریستی جیش محمد مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت. این حمله مصادف با حمله­ تروریستی علیه نیروهای سپاه در جنوب شرق ایران، تور دیپلماتیک محمد بن سلمان به پاکستان، هند و چین، و جدی شدن مذاکرات طالبان با آمریکا بود. همنشینی این وقایع، پایه­‌ای برای تحلیل­‌های متعدد و تفسیرهای گوناگون از ارتباط میان وقایع مذکور شده است. در این بین، آنچه بیش از بقیه اهمیت یافت و توجه جهانیان را جلب کرد و اضطراب آنان را برانگیخت، تشدید تنش هند و پاکستان بود.

درست در همان روزی که حمله تروریستی علیه نیروهای هندی در کشمیر اتفاق افتاد، نارندا مودی طی توئیتی اعلام کرد که هند به زودی «پاسخ مناسبی به عاملان این حمله شنیع و حامیان آنها خواهد داد». این توئیت آغازگر رشته­‌ای از اظهارات و اعمال خصمانه میان هند و پاکستان شد. روز بعد وزارت خارجه هند اذعان کرد که جیش محمد و رهبران آن در پاکستان مستقر هستند و این کشور علی­رغم درخواست­‌های مکرر جهانیان اقدامی علیه آنها انجام نمی­‌دهد. رد پیمان کشورهای کامله‌الوداد میان هند و پاکستان، افزایش تعرفه واردات از پاکستان تا 200 درصد، رد پیشنهاد عمران خان برای کمک پاکستان به تحقیق در باب عملیات تروریستی مورد بحث، تعلیق سرویس اتوبوس میان سرینگر و مظفرآباد، بازداشت 160 تجزیه­ طلب در کشمیر، عملیات نیروی هوایی هند علیه پایگاه­‌های آموزشی جیش محمد در بالاکوت (ایالت خیبر پختونخوا) و ... اقداماتی بود که هند علیه پاکستان انجام داد. در این بین، پاکستان نیز بیکار ننشست و با رویکردی دو سویه از یک طرف اقدام تروریستی علیه نیروهای هندی را محکوم کرد و پیشنهاد همکاری در شناسایی عوامل آن را داد و از طرف دیگر، در مقابل تهدیدها و عملیات­‌های نظامی هند واکنش نشان داده و دو جنگنده هندی را نیز ساقط کرد. اما به نظر می­‌رسد پاکستان عمدتاً رویکرد مسالمت­ جویانه در پیش گرفته و اوج این دیدگاه را می­‌توان در آزادی خلبان بازداشت­ شده هندی بدون هیچ گونه پیش شرط و به نشانه حسن نیت مشاهده کرد. علاوه بر این، دولت پاکستان یک سری اقدامات را نیز علیه گروه جیش محمد شروع کرده که برای مثال، می­‌توان به بازداشت پسر و برادر مسعود اظهر سرکرده این گروه اشاره کرد.

در این واقعه که حتی تا آستانه تهدید اتمی پاکستان علیه هند نیز پیش رفت، نمی­‌توان نقش یک متغیر اساسی را نادیده گرفت و آن هم نقش تروریسم در روابط دوجانبه هند و پاکستان است. از منظر تاریخی، به نظر می­‌رسد که پاکستان بعد از شکست در جنگ 1971 از هند برای سومین بار و از دست دادن بخش عظیمی از سرزمین و جمعیت خود به این نتیجه رسید که دیگر در یک جنگ کلاسیک نمی­‌تواند با هند مقابله کند. این در حالی بود که منازعه هند و پاکستان به پایان نرسیده بود و نخبگان پاکستانی می­‌دانستند که کماکان نیازمند آمادگی برای مقابله با هند هستند. در این شرایط، راه­ حل­‌های متعددی وجود داشت که مهم­ترین آنها عبارتند از:
 
نخست، تقویت اتحاد با آمریکا و، به مرور زمان، چین و برخورداری از حمایت سیاسی، نظامی و معنوی این دو در مقابل هند. هند در طول منازعه خود با پاکستان همواره مخالف حضور نیروهای ثالث بوده و تأکید بر دوجانبه بودن این مسأله داشته است. این در حالی بود که پاکستان از ورود نیروهای ثالث استقبال کرده و آن را یکی از
راه‌ حل‌های منازعه مورد بحث تلقی کرده است. این نیروهای ثالث را می­‌توان شامل قدرت­‌های بزرگ، سازمان­‌های بین­‌المللی و ... تلقی کرد. در همین چهارچوب، پاکستان بارها از هند به شورای امنیت شکایت کرده و در برخی موارد قطعنامه­‌های پیروزمندانه­‌ای نیز دریافت کرده­ است؛ که برای مثال می­‌توان به قطعنامه شورای امنیت در سال 1948 و درخواست آن برای برگزاری همه­ پرسی در کشمیر اشاره کرد.

 
دوم، تسلیح ارتش پاکستان با جنگ­ افزارهای بازدارنده. این روش نیز از جمله گزینه­‌های اساسی مد نظر نخبگان سیاسی و نظامی پاکستان بود که در نهایت در سال 1987 به صورت مخفیانه و در سال 1998 هم زمان با آزمایش‌های هسته­‌ای پاکستان به صورت آشکار به نتیجه رسید. در مورد تأثیر جنگ­ افزارهای هسته­‌ای بر منازعه هند و پاکستان رویکردهای متعدد و بعضاً متعارضی وجود دارد. در یک سو، گروهی مانند کنت والتز، سامیت گنگولی و ... آن را برای تسکین منازعه این دو کشور مناسب می­‌دانند و در مقابل، گروهی از متفکرین مانند سیگن، کاپور و ... نقش این تسلیحات را منفی تلقی کرده و معتقدند حتی ممکن است باعث تشدید منازعه نیز شود.

 
سوم، استفاده از نیروهای نیابتی. این راهکار هم زمان با مقابله ائتلاف نیروهای جهادی، آمریکا، پاکستان و عربستان با شوروی در افغانستان به ذهن سیاست­مداران پاکستان خطور کرد. بعد از پایان اشغال افغانستان از سمت شوروی، این سؤال در ذهن بخشی از نخبگان رسمی و غیررسمی پاکستان شکل گرفت که اگر نبرد شبه‌نظامیان و جنگ­‌های گوریلایی (چریکی) در مقابل ابرقدرتی مانند شوروی به نتیجه رسیده است، چرا در مقابل هند به نتیجه نرسد. این ایده باعث وقوع تحولی بزرگ در منازعه هند و پاکستان شد و روابط این دو کشور را که تقریبا در دهه­‌های 1970 و 1980 به یک سکون و ثبات نسبی رسیده بود دوباره از اواخر دهه 1980 به هم ریخت. به عبارت دیگر، از این تاریخ به بعد اغلب شاهد وقوع برخی حملات تروریستی در کشمیر یا سرزمین اصلی هند بوده‌ایم که پیرو آن سیاستمداران هند، دولت پاکستان را به حمایت از عاملان تروریستی متهم کرده­‌اند و این امر باعث شروع دوره­‌های از تنش در روابط دو کشور شده است. علاوه بر وقایع اخیر، در سال‌­های 2-2001 و سال 2008نیز حملات تروریستی گسترده­‌ای در هند رخ داد و پیرو آن تنش میان هند و پاکستان شدت گرفت. پرسشی که در این قسمت مطرح می­‌شود این است که این گونه حملات تروریستی واقعاً چه نقشی در منازعه هند و پاکستان ایفا کرده­‌اند؟ آیا همان طور که هندی­‌ها مدعی هستند پاکستان پشت این حملات است یا آن گونه که پاکستانی­‌ها می­‌گویند آنها قربانی و مخالف ترویسم هستند و برای همکاری با هند در شناسایی عوامل تروریستی آمادگی دارند؟
اگر بخواهیم پرسش بالا را بر اساس اظهارات رسمی و غیررسمی بررسی کنیم به نتیجه قاطعی نمی­‌رسیم. زیرا می­‌توان مستنداتی را ذکر کرد که هم صدق اظهارات هندی­‌ها را و هم صدق ادعاهای پاکستانی­‌ها را نشان
می­‌دهد. از سوی دیگر، اگر بخواهیم برای پاسخ به پرسش­‌های بالا به وقایع عینی و مستندات عملی رجوع کنیم کار دشوارتر می­‌شود. زیرا عملیات­‌ها و عاملان آنها در این گونه وقایع تروریستی آن قدر رمز و رازآلود است که به سختی می­‌توان حکم به صداقت یا دروغگویی هر یک از طرفین منازعه داد. پس چه می­‌توان کرد؟

در این زمینه، به نظر می­‌رسد که باید میان دو نوع منازعه تمایز قائل شد:
الف) منازعه کلاسیک که میان بازیگرانی اتفاق می­‌افتد که آماده پذیرش عواقب رفتار خود هستند. در این مدل منازعه که شامل اغلب جنگ­‌ها و منازعات قبل از جنگ جهانی دوم می­‌شود، طرفین منازعه 3 حالت دارند. نخست، طرفین منازعه از نظر قدرت هم سطح هستند و با آمادگی وارد جنگ می­‌شوند و هر یک از طرفین ممکن است پیروز شود؛ مانند جنگ آلمان و فرانسه در سال 1870. دوم، طرفین منازعه اطلاع دقیقی از سطح قدرت خود ندارند و ممکن است به علت سوء محاسبه وارد جنگ شوند و شکست بخورند؛ مانند جنگ میان عثمانی و کشورهای بالکان قبل از شروع جنگ جهانی اول. سوم، سطح قدرت طرفین منازعه با هم برابر نیست اما از پذیرش جنگ آشکار نیز بیمی ندارند؛ مانند جنگ­‌های ایران و روس در ابتدای سده نوزدهم. 
ب) منازعه جدید میان بازیگرانی اتفاق می­‌افتد که به هر دلیلی، رغبتی برای شروع جنگ ندارند. این بی‌رغبتی ممکن است ناشی از ضعف قدرت، آسیب­‌های گسترده جنگ­‌های جدید، محکومیت­‌های بین­‌المللی از نظر حقوقی، از بین رفتن وجهه و اعتبار بین­‌المللی و ... باشد. در این فضا، کشورهایی که منازعات پایدار با همدیگر دارند سعی می­‌کنند از ابزارها و روش­‌هایی برای ضربه زدن به یکدیگر استفاده کنند که نمی­‌توان به طور مطلق آنها را اثبات کرد. در چنین شرایطی، استفاده از ابزارهایی نظیر جنگ­‌های نیابتی، پهپاد، ویروس­‌های اینترنتی، بیماری­‌های مسری، گروه­‌های تروریستی بدنام و ... محبوبیت می­‌یابد. این ابزارها تفاوت­‌های زیادی با هم دارند اما شباهت برجسته آنها این است که نمی­‌توان به صورت مشخص و محکمه­ پسند آنها را به یک کشور خاص (به عنوان تابع اصلی حقوق بین‌الملل) نسبت داد. برای مثال می­‌توان از استفاده آمریکا، اسرائیل و ... از پهپادها برای دستیابی به مقاصد امنیتی خود در ضربه زدن به رقبا، استفاده آمریکا، اسرائیل و ... از ویروس اینترنتی در ضربه زدن به برنامه هسته­‌ای ایران، و ... یاد کرد. 
در مجموع، به نظر می­‌رسد منازعه هند و پاکستان در حال حاضر از نوع دومی است که در بالا ذکر شد و هیچ یک از طرفین آمادگی ورود به یک جنگ تمام­ عیار با پذیرش هزینه­‌های آن را ندارد (که یکی از دلایل آن ترس از تسلیحات هسته­‌ای همدیگر است). بنابراین از ابزارهای مختلف و غیرقابل اثبات برای ضربه زدن به همدیگر استفاده می­‌کنند و نیروهای تروریستی (عمدتاً با حمایت پاکستان) یا تجزیه­ طلب (عمدتاً با حمایت هند) نیز در این فضا اهمیت
می­‌یابند. این نیروها هر چند تأثیرات واقعی در روند منازعه هند و پاکستان دارند اما ماهیت آنها توام با افسانه و قابل تکذیب است. علی­‌الظاهر، واقعه تروریستی اخیر در هند نیز از این قاعده پیروی می­‌کند.
انتهای مطلب/

*دکترای روابط بین‌الملل و استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد


کد مطلب: 1865

آدرس مطلب: http://easterniran.com/fa/doc/report/1865/

ایران شرقی
  http://easterniran.com