ضرورت بازنگری در اهمیت آسیای مرکزی

گزارش روز ابتدایی «همایش بین‌المللی افق‌های همکاری در آسیای مرکزی»

موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان , 17 ارديبهشت 1397 ساعت 7:23


ایران شرقی/

همایش بین المللی «افق‌های همکاری در آسیای مرکزی» به همت گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد، موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان (ایران شرقی) و موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در تاریخ ۱۶-۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ در آمفی تئاتر دانشکده علوم اداری و اقتصادی دانشگاه فردوسی مشهد در حال برگزاری است. در این همایش مقامات و کارشناسانی از جمهوری اسلامی ایران و روسیه،افغانستان، ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و گرجستان در پنج پنل تخصصی به ارائه مباحث خود، بحث و گفتگو درباره تحولات منطقه و ظرفیت‌های آن برای گسترش همکاری‌ها می‌پردازند.
 
این همایش با سخنرانی منوچهر متکی وزیر خارجه سابق جمهوری اسلامی به‌عنوان مهمان ویژه و سخنران افتتاحیه، کار خود را آغاز کرد. وی درآغاز بحث خود با اشاره به اینکه از آسیای مرکزی سخن گفتن امری سهل و ممتنع است، گفت: در نگاه نخست به‌نظر می‌رسد که آسیای میانه حوزه کوچکی است اما در نگاه عمیق‌تر حوزه بازیگران و نقش‌آفرینان بزرگ در منطقه با ظاهری کوچک است.
 
وزیر سایق امور خارجه درباره چالش‌های پیش‌روی منطقه آسیای میانه تصریح کرد: چالش امنیت، اقتصاد، پیشرفت، رفاه و تنظیم روابط با دیگران چه در منطقه و فرامنطقه عمده این چالش‌هاست ضمن اینکه اوضاع داخلی کشورها نیز را باید نیز سروسامان یابد.
 
متکی در این همایش بر نیازسنجی درمورد ضرورت بازسازی اعتماد منطقه‌ای در حوزه آسیای مرکزی تاکید کرد و افزود: همکاری‌های ما با آسیای مرکزی مقطعی نیست و باید با رعایت موازین و بدون دخالت در امور داخلی یکدیگر ادامه داشته باشد. به عبارتی در منطقه ما اشتراکاتی وجود دارد که باید این اشتراکات یک زمینه‌یاز یک اتصال در مناسبات باشد که مسائل مربوط به انرژی از آن جمله است.
 
وی تولید شناخت و انتقال آن به اقشار مختلف اجتماع را ضرورت روابط کشورهای آسیانه میانه دانست و دانشگاهیان را پیش‌قراولان این شناخت معرفی کرد.
 
وزیر سابق امور خارجه در پایان سخنان خود با تاکید بر اعتمادسازی در میان تمام همسایگان منطقه خاطرنشان کرد: خلاء همکاری به معنای ضدیت و نفوذ دیگران است  بنابراین ما می‌توانیم آغازگر فصل نوینی در روابط خود باشیم. اگر این نشست کمک کند که اهداف و آرمان‌های مشترک خود را تعریف کنیم راه‌های رسیدن آن را مطمئناً می‌توانیم پیدا کنیم.
 
محمد کافی رئیس دانشگاه فردوسی مشهد، سید احمد فاطمی نژاد دبیر علمی همایش و عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی، فرامرز تمنا رئیس مرکز مطالعات استراتژیک وزارت خارجه افغانستان و «سانات کشکومبایف» معاون مرکز مطالعات استراتژیک قزاقستان از دیگر سخنرانان  مراسم افتتاحیه بودند. 
 
پنل اول این همایش با موضوع «روندهای کلان جهانی و همکاری در آسیای مرکزی» با سخنرانی حمیدرضا عزیزی کارشناس مسائل منطقه و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران آغاز شد. 
 
نگاه فعال و مثبت آسیای مرکزی به چندجانبه گرایی در سال‌های اخیر
 
موضوع بحث وی «روندهای چندجانبه گرایی در آسیای مرکزی» بود که در این راستا چندجانبه گرایی در منطقه را به سه دوره تقسیم کرده و افزود: دوره اول از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ آغاز و تا ۲۰۰۱ ادامه داشت. چندجانبه‌گرایی در منطقه آسیای مرکزی در این دوره انفعالی، تدافعی و برای دفع تهدیدات مشترک بود. ویژگی دیگر آن مبتکر و مبدع نبودن کشورهای منطقه بود به طوری که چارچوب‌ها توسط روسیه شکل گرفته و همگرایی از بالا به پایین بود. 
 
وی حوزه جغرافیایی همگرایی در این دوره را محصور به منطقه شوروی سابق دانست و گفت: در مجموع دوره نخست در زمینه چندجانبه گرایی در آسیای مرکزی انفعالی و ناموفق و نوعی همگرایی منفی بوده است. 
 
عزیزی با بیان اینکه دوره دوم از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴-۲۰۱۳ را شامل می‌شود، تصریح کرد: نماد این دوره تشکیل سازمانن همکاری شانگهای است بطوری که کشورهای آسیایی خود در روند شکل‌دهنده چندجانبه‌گرایی ورود کردند و دیگر به جغرافیای شوروی سابق منحصر نبود. 
 
این عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران با اشاره به ورود فعال چین به عرصه ژئوپلیتیک در این دوره ادامه داد: باوجود این ویژگی‌ها چندجانبه گرایی در دوره مذکور در آسیای مرکزی همچنان بر اساس دفع تهدیدات مشترک بود و هنوز همگرایی منفی غلبه داشت. 
 
وی تصریح کرد: در دوره سوم به دلیل تخریب روابط روسیه با غرب پس از بحران اوکراین، روسیه به فعال کردن همگرایی اوراسیایی روی می‌آورد ضمن اینکه کشورهای منطقه از بحران ملت سازی و دولت سازی عبور کرده و به ثبات می‌رسند در نتیجه احساس تهدید نسبت به روند همگرایی کمتر می‌شود. 
 
عزیزی با بیان اینکه فضای بازیگری اقتصادی، سیاسی و غیره در این دوره در منطقه چندقطبی‌تر شده است، ادامه‌ داد: آسیای مرکزی در محور چندجانبه‌گرایی قرار گرفته است؛ در این دوره شاهد نگاه فعال و همگرایی مثبت به این امر در منطقه بوده که روند جدیدی از چندجانبه گرا      یی متاثر از سطح منطقه‌ای و کلان است. در این راستا درصورت سرمایه‌گذاری، می‌توان روندهای مثبتی از همگرایی را در منطقه تجربه کرد. 
 
آسیای مرکزی اولویت سیاست خارجی ایران نیست
 
در ادامه این پنل، اسن اسوبعلی‌اف به موضوع رقابت بین دو کشور بزرگ و مهم در منطقه آسیای مرکزی ( ازبکستان و قزاقستان) پرداخت و برخورد منافع یا سهم گرفتن در امنیت منطقه‌ای را مطرح کرد.
 
وی در تشریح علل رقابت میان این دو کشور گفت: قزاقستان همیشه جانبدار روابط چندجانبه آسیای مرکزی بود اما ازبکستان امنیت داخلی خود را بر همگرایی منطقه‌ای ترجیح می‌داد. در واقع موقعیت ژئوپولتیکی پیچیده ازبکستان و روابط پیچیده بین تاجیکستان، قرقیزستان و دیگر همسایگان ازبکستان علت این امر بود در حالی که قزاقستان در پیرامون کشورهای باثباتی نظیر روسیه و چین را داشت.
 
اسوبعلی‌اف وضعیت موجود امنیت در آسیای مرکزی را شرایط قابل توجهی دانست و ادامه داد: کشورهای منطقه نمی‌خواهند دوباره ازبکستان درهای خود را به همگرایی منطقه‌ای ببندد و در این میان تاثیر حضور خارجی‌ها بر فرآیند همگرایی منطقه‌ای در این زمینه اهمیت دارد زیرا از یکسو ازبکستان و قزاقستان با آمریکا مشارکت دارند و تاجیکستان و قرقیزستان شرکای استراتژیک روسیه هستند و بحث امنیت مطرح است و ما در اینباره نگران هستیم که در آسیای مرکزی شرایطی پیش نیاید که کشورها بتوانند انتخاب کنند که با کدام بلوک باشند. 
 
وی در پایان صحبت‌های خود با بیان اینکه ما به روشنی می‌دانیم که آسیای مرکزی از اولویت‌های سیاست خارجی ایران نیست، خاطرنشان کرد: باتوجه به فرآیندهایی که در آسیای مرکزی در حال پیگیری و انجام است نظیر اتحادیه اقتصادی اوراسیا، جاده ابریشم و غیره بر این باوریم که زمان لازم رسیده است تا دکترین سیاست خارجی درباره آسیای مرکزی فراهم شود. 

ابهام در آینده ساختارمدار منطقه
 
 الکساندر کنیازف، کارشناس و نماینده روسیه سومین و آخرین سخنران پنل نخست بود و بحث خود را در موضوع «فرصت‌ها و تهدیدات آسیای مرکزی در بلوک‌بندی جدید قدرت‌ها» با بیان مفهوم «بلوک» و طرح این پرسش که «ما در ظرف این مفهوم چه چیزی را متصور شویم؟» پیش‌بینی برد.
 
وی با بیان اینکه بلوک‌های نظامی و سیاسی در نیمه دوم قرن بیستم نهادینه شده و هسته هرکدام از آنها یکی از قدرت‌های بزرگ بود، ادامه داد: اما بلوک‌های سابق نمی‌توانند وجود داشته و بلوک‌هایی که آینده ایجاد می‌شوند نیز با قبل متفاوت خواهند بود. 
 
کنیازف به ائتلاف سوریه علیه تروریسم  و نفوذ غیرمشروع غرب در این کشور اشاره کرد، گفت: فعلا دلیلی نداریم که این ائتلاف به صورت بلندمدت می‌تواند ادامه داشته باشد درواقع بلوک‌های جدید می‌تواند مقطعی باشند و در واکنش به شرایط شکل بگیرند و ائتلاف‌ها و بلوک‌های بلندمدت تنها به مسائلی برمی‌گردد که به منافع بلندمدت بلوک ارتباط دارد.
 
وی در ادامه صحبت‌های خود سازمان پیمان امنیت جمعی، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان همکاری شانگهای را به عنوان سه ساختار در آسیای مرکزی کند بلندمدت می‌توانند مبنای شکل‌گیری بلوک‌ها را ایجاد کند معرفی کرده و نقش هرکدام را در اینباره مورد تحلیل و بررسی قرار داد. 
 
کنیازف در پایان بحث خود خاطرنشان کرد: در آینده نزدیک شکل‌گیری بدنه و ساختار جدیدی به شکل پیمان و بلوک مشاهده نخواهیم کرد و وضعیت موجود تا آینده نزدیک تدوام خواهد داشت. 
 
پنل اول پس از جمع‌بندی و پرسش و پاسخ دانشجویان و دانشگاهیان حاضر در همایش به پایان رسید. 
 
پنل دوم در بخش نخست با مدیریت داوود کیانی و با موضوع «بازیگران محوری و همکاری در آسیای مرکزی» با حضور و سخنرانی فرامرز تمنا، عادل کائوکن‌اف، محمود شوری، بولات فتکولین و علی کوزه‌گر کالجی دنبال شد:
 
آمریکا در آسیای مرکزی چین و روسیه را با یک عینک می‌بیند
 
فرامرز تمنا رئیس مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان در سخنرانی خود با موضوع حضور ناتو و امریکا در افغانستان و وضعیت موازنه قدرت در آسیای مرکزی گفت: ناتو حضور بلندمدت در افغانستان دارد منافع افغانستان جدید و ناتو با هم گره خورده است. حضور آمریکا در افغانستان تاثیر خود را بر معادلات امنیتی آسیای مرکزی گذاشته است اما آسیای مرکزی نه ظرفیت این را دارد و نه شایسته است که محل تقابل قدرت‌های بزرگ باشد در واقع در این منطقه منافع اقتصادی به مراتب بیشتر از تبعات امنیتی بر اثر تقابل است. 
 
وی افزود: ناتو به افغانستان امنیت آورده است البته امنیت نسبی است می‌تواند بهتر شود در واقع اگر کشورهای منطقه دوستان صادقی برای افغانستان باشد و امنیت این کشور را تامین کنند نیازی به ناتو نیست اما چنین نیست و اگر ناتو برود افغانستان ظرف ۱۰ روز توسط پاکستان اشغال می‌شود ضمن اینکه برای ایران به عنوان کشور همسایه نیز منفعت در این است که آمریکا به عنوان یک هژمون خوش‌خیم اگرچه دشمن در افغانستان باشد تا طالبان؛ هردو شر هستند اما یکی شر قلیل و دیگری شر کثیر.  
تمنا با بیان  اینکه آسیای مرکزی منطقه نفوذ بلامنازع روسیه بوده است، تصریح کرد: نظر آمریکا این است که نفوذ چین و روسیه در آسیای مرکزی کاهش پیدا کند و در واقع آمریکا چین و روسیه را در آسیای مرکزی با یک عینک نگاه می‌کند اما به اعتقاد من هیچ ظرفیت بومی در آسیای مرکزی برای تقابل امنیتی آمریکا و روسیه وجود ندارد و منافع اقتصادی بیشتر است.   
 
چین بزرگترین سرمایه‌گذار در آسیای مرکزی است
 
عادل کائوکن‌اف نماینده چین و دومین سخنران این پنل بود که درباره «سیاست فعلی چین در مورد کشورهای آسیای مرکزی» و تاثیر ایدئولوژی چین در سیاست‌گذاری کشورهای آسیای مرکزی گفت: رهبر جدید چین سیاست و تفکر جدید این کشور را آرزو و رویای احیای چین مقتدر عنوان کرده است که در این راستا چین وارد رقابت‌های شدید ایدئولوژیک شده است که البته این رقابت در تمام مناطق جهان قابل مشاهده است اما در منطقه آسیای میانه به‌طورویژه وجود دارد.
 
وی با اشاره به طرح احیای جاده ابریشم با عنوان «یک کمربند، یک جاده» ادامه داد: ۵ سمت‌وسوی هماهنگی سیاسی، هماهنگی زیرساخت‌ها، رشد بالای تجارت، حرکت آزادانه سرمایه و تقویت جایگاه بین المللی چین در تجارت بین‌الملل را در این راه دنبال می‌کنیم که در این راستا چین بزرگترین سرمایه‌گذار در آسیای مرکزی است. 
 
سخنران بعدی، محمود شوری با طرح این پرسش که روسیه قرار یا ضعیف تر: کدام یک برای آسیای مرکزی بهتر است؟ بحث خود را آغاز کرده و گفت: پس از فروپاشی شوروی نقش تعیین کننده این کشور با چالش روبه‌رو شده است و حال سوال این است که چه نسبتی بین قوت و ضعف روسیه و ثبات و امنیت در منطقه آسیای مرکزی وجود دارد؟
 
وی ادامه داد:  در اینجا باید میان نیروی پیشرو و پشتیبان توسعه اقتصادی و سیاسی و مانع تهدیدها و بی ثباتی‌ها در منطقه  مقابل تفکیک قایل شویم به عبارتی روسیه در اولی موفق نبوده اما امنیت و ثبات در آسیای مرکزی برای قدرت روسیه مهم است، حاضر است برای آن هزینه کند و تنها قدرتی است که توانسته سازمان امنیتی در منطقه شکل دهد. به‌طور کلی بنظرمن درست است روسیه قدرتمند تهدیدی برای استقلال کشورهای منطقه است اما روسیه ضعیف به لحاظ سیاسی، امنیتی و اقتصادی تهدیدی به مراتب شدیدتر است.
 
توصیه کارشناسان ایرانی به یادگیری زبان روسی 
 
بولات فتکولین رییس کرسی خاورشناسی دانشگاه روسیه درباره تجربه روسیه در تعامل با کشورهای آسیای میانه و ویژگی‌های این تعاملات گفت: روسیه بیشترین تجربه تعامل با آسیای میانه دارد که این تجربه از قدیم شروع شده و نسبتا مثبت بوده چون ارتباط تاکنون قوی و ناگسستنی بوده است.  
 
وی ادامه داد: برای مثال قزاقستان یک کشور مستقل بوده و سیاست خود را دارد اما همکاری و دوستی به معنای مداخله نیست بنابراین همکاری جوانان در رشته اقتصاد و تعلیم، روابط بین دانشگاه‌ها و پژوهشگران دو کشور بسیار نزدیک است. 
 
فتکولین خاطرنشان کرد: یادگیری زبان روسی برای ایرانیان بسیار مهم است  زیرا زبان انگلیسی اصلاحاتی که با استفاده از آن بتوانیم جامعه روسیه و آسیای میانه را توصیف کنیم ندارد. 
 
نگاه ما به بسیاری از پدیده‌های اقتصادی، امنیتی است
 
سخنران پایانی این بخش از پنل دوم ولی کوزه‌گر کالجی پژوهشگر ارشد مطالعات اوراسیا بود و با بیان اینکه مسایل در افغانستان و آسیای مرکزی در سال های گذشته امنیتی شده است، گفت: مسائلی نظیر نژاد، قومیت، هویت، محیط زیست، منابع آبی، خط لوله  امنیتی شده و حالت عادی خودش خارج شده است. 
 
وی افزود: نوع نگاه ما به بسیاری از پدیده‌های اقتصادی ناخوداگاه امنیتی است درحالی که در نقطه مقابل باید از پدیده‌ها را امنیت زدایی شده  ببینیم در غیر این صورت سیکل بحران و منازعه در منطقه به پایان نمی‌رسد. 
 
کالجی با بیان اینکه خط لوله تاپی می‌تواند نقطه شروعی برای غیرامنیت سازی مسایل در افغانستان باشد، گفت: اتفاقاتی افتاده از این روند خارج شویم که باید تقویت شود و تنوع بخشی در زمینه تولید، سرمایه گذاری، مصرف و خطوط انتقال به رسمیت شناخته شود البته در این راستا باید نگاه کوتاه مدت و مقطعی به پروژه‌ها پرهیز کنیم. 
 
بخش دوم پنل دوم با موضوع «ایران و آسیای مرکزی» با سخنرانی جمعی از نخبگان و مقامات جمهوری اسلامی ایران ادامه پیدا کرد:
 
فرهاد عطایی استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران با طرح بحثی درباره محدودیت‌ها و مزیت‌های ایران در همکاری‌های منطقه‌ای گفت:  حضور ایران در آسیای مرکزی به عنوان یک قدرت منطقه‌ای بسیار ناچیز بوده است و واقعیت این است که پیشینه تاریخی هیچ تاثیری در تصمیم‌ها و جهت‌گیری‌های تصمیم‌گیران امروز به ویژه در این منطقه ندارد البته ممکن است در دراز مدت بتوانیم همدلی‌هایی ایجاد کنیم اما در کل این امر به نظر من منتفی است. 
 
وی افزود: محدودیت‌های ما در همکاری با آسیای مرکزی به داخلی و خارجی تقسیم می‌شود اما بیش از همه عوامل داخلی نظیر نبود عزم سیاسی و حمایت دولت از گسترش نفوذ ایران در منطقه به ویژه بخش خصوصی، تغییرات مستمر مالیاتی و صادراتی از مهم‌ترین عوامل است و در واقع منطقه آسیای مرکزی در اولویت سیاست خارجی ما نبوده است و نگاه ما بیشتر به غرب بوده است که بخشی از آن تخاصم ایران با آمریکا برمی‌گردد. 
 
این استاد روابط بین الملل خاطرنشان کرد: ما در عصر جهانی شده زندگی می‌کنیم اما هنوز در منطقه، ذهنیت جنگ سردی می‌بینیم که بنظر بنده زمانش گذشته است و این ملاحظات کارساز نیست لذا مهم‌ترین زمینه همکاری ما در منطقه، اقتصادی و اقتصاد صادرات‌بنیان است.
 
جهانگیر کرمی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران درباره عملکرد ای آن و ترکیه در آسیای مرکزی گفت: در این مهم نگرش سیاست خارجی دو کشور تفاوت اما هردو عملگرایانه وارد منطقه شدند البته اهداف متفاوت بوده است بطوری که اهداف ترکیه بیشتر اقتصادی با رنگ و بوی قومی و نژادی بوده اما اهداف فرهنگی ایران بیشتر بوده است.
 
وی افزود:  ایران حدود ۲۵۰۰کیلومتر مرز مشترک با منطقه دارد و ترکیه در مقابل فرصت‌های داخلی و بین المللی بی‌نظیری داشته است. هردو کشور سعی کردند روابط دوجانبه خوبی با منطقه داشته باشند در این راستا استقلال کشورهای منطقه را به رسمیت شناختند و به نهادگرایی روی آوردند. 
 
این استاد روابط بین‌الملل با بیان اینکه نتایج عملکرد دو کشور متفاوت است گفت: شواهد تحقیقات انجام شده مشخص می‌کند که ایران ابعاد امنیتی و ترکیه ابعاد فرهنگی و اقتصادی را دنبال کرده است در واقع قدرت امنیتی تبدیل به مزیت ایران شده که البته  بسیار خوب است اما قدرت امنیتی که در آن توسعه اقتصادی مناسب شکوجود نداشته باشد شکننده است و تجربه شوروی در این زمینه وجود دارد. 
 
آسیای مرکزی از اولویت‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است 
 
منوچهر سفیر سابق ایران در قرقیزستان به‌عنوان سخنران بعدی در پاسخ به صحبت‌های گفته شده مبنی بر اینکه منطقه آسیای مرکزی اولویت سیاست خارجی ایران نیست، گفت: قطعا این منطقه یکی از اولویت‌های سایت خارجی کشور است و مصادیق بسیاری در وزارت خارجه در اینباره وجود دارد .
 
وی افزود: سه سناریوی حفظ وضع موجود، تغییر از بیرون منطقه و تغییر از درون منطقه برای آینده آسیای مرکزی مطرح است که سناریوی سوم می‌گوید اسلام خواهی، فقر واستبداد که سبب بهار عربی در خاورمیانه شد در این منطقه سبب بهار اسلامی می‌شود البته این دیدگاه مخالف و موافق دارد و تحلیل سناریوی حفظ وضع موجود از اعتبار و احتمال بیشتری برخوردار است.
 
سفیر سابق ایران آن در قرقیزستان در پایان صحبت‌های خود راهکار ها و توصیه‌هایی در عرصه‌های مختلف برای گسترش همکاری‌ها ارایه دارد.
 
محسن خلیلی استاد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد دیگر سخنران این پنل بود و با بیان اینکه آسیای مرکزی امروز یک مشکل برای جمهوری اسلامی ایران شده است، گفت:در این امر یکی از مشکلات ایران بوده که ندیده است آسیای مرکزی درباره ایران چه می‌گوید. به عبارتی ما از چهار گوشه کشور ارتباط و نظام بین الملل را بپذیریم و خودمان را با آن مرتبط کنیم و باید سیاست خارجی چند همسایگی در کشور دنبال شود.
 
وی افزود: یک رویه واحد در قبال آسیای مرکزی وجود ندارد که تمام تقصیرات گردن یک طرف ایران با کشورهای منطقه نیست اما تمام مقامات رسمی ایران پیش و پس از انقلاب به آسیای مرکزی و اینکه آنان چه دیدگاهی نسبت به ایران دارند نگاه واقعی نداشتند.
 
در پایان این پنل بهرام امیراحمدیان در رابطه با طرح توسعه بندر چابهار به عنوان تنها بندری که ما را به اقیانوس وصل می کند و راهی برای خروج بن‌بست است مطالبی را ارائه کرد و پنل دوم پس از پرسش و پاسخ به پایان رسید...

گزارش مختصر روز دوم نیز متعاقبا منتشر خواهد شد.

**مشروح سخرانی میهمانان شرکت کننده پس از پایان همایش در قالب ویژه نامه‌ای از سوی موسسه مطالعات ایران شرقی منتشر خواهد شد...

 


کد مطلب: 1356

آدرس مطلب: http://easterniran.com/fa/doc/roundtable/1356/

ایران شرقی
  http://easterniran.com