ایران شرقی 7 فروردين 1397 ساعت 10:18 http://easterniran.com/fa/doc/note/1297/ -------------------------------------------------- فرهنگ مشترک ایران، آسیای مرکزی و افغانستان عنوان : رمز ماندگاری نوروز -------------------------------------------------- متن : ایران شرقی/ *محمد حسین عابدینی جشنها و اعیاد، عناصر نمادین فرهنگ فر قوم اند. در میان ایرانیان نیز که از ملل قدیمی جهان محسوب می شوند، جشن ها و عیدهای متعددی وجود داشته است. این مراسم در طول زمان دستخوش تغییرات و تبدیلات فراوانی شده اند. بعضی از آنها بر جای مانده اند و بسیاری از بین رفته اند. تعدادی هم جای خود را به مراسم تازه تری که برحست مقتضیات تاریخی پدید آمده اند، سپرده اند؛ بطور مثال، ایرانیان پیش از اسلامی در تقویم ایام خود هفته نداشتند و بجای آن برای هر روز از ماه نامی ویژه ذکر می کردند. بعضی از این نام های ایام یکی از ماه های سال نیز بود که مردم روزی را که نام روز و ماه یکی بود، جشن می گرفتند. اینک فقط اسامی این جشن ها چون تیرگان (روز اول ماه تیر) و آبانگان (روز آبان از ماه آبان) به زمان ما نیز رسیده است. اما نوروز، بزرگترین عید ایرانیان همچنان با شور و هیجان خاص برگزار میشود. نوروز بزرگترین عید ایرانیان است که برغم گذشت زمان های دراز، حوادث تاریخی و حتی تغییر بنیانهای فرهنگی و از آن جمله دین ایرانیان نه تنها از بین نرفته، بلکه در گستره ی پهناورتری از محدوده جغرافیایی به حیات خود ادامه داده است. شاید بتوان در همین مقام این پرسش را مطرح کرده و پرسید در حالی که اعیاد وجشنهای دیگر ایرانیان، فراموش گشته اند. پس چگونه نوروز توانسته است بر جای بماند؟ در پاسخ به این پرسش ممکن است دلایل و عوامل متعددی ذکر کرد، اما به نظر می رسد دو نکته از آن میان، اهمیت بیشتری را داراست. نخست آنکه نوروز بیش از اعیاد دیگر در بین ایرانیان و اقوامی که در همسایگی این قلمرو بزرگ می زیستند، رواج و نفوذ داشت و برخلاف اعیاد دیگر که با جنبه های خاصی از اشرافیت همراه بودند و یا به مناسبت های خاصی برگزار می شدند، نوروز به همه طبقات و قشرهای جامعه تعلق داشت و نفوذ طولانی آن در باورهای توده های مختلف به اندازه ای نیرومند گشته بود که به آسانی قابل زدودن از وجدان تاریخی مردم نبود. دیگر آنکه دین مقدس اسلام از آن جهت که نورز و مراسم آنرا مغایر با مبانی و اصول خود ندید و حتی پاره ای از آنها را با اخلاق و فلسفه اسلامی هماهنگ و همراه تشخصی داد، نه تنها به مخالفت با آن برخاست، بلکه با پذیرش در دورن نهادهای فرهنگی و اداری خود به بقا و گسترش آن نیز یاری رساند. چنانکه برگزاری مراسم نوروز در دربار خلفای بنی عباسی و حتی پیشتر از آنان، خلفای بنی امیه نیز رایج گشت و شاعران در چنان روزی برای خلفا، اشعار نوروزی می ساختند. در میان سلاطین ایران و عثمانی و حتی در دربارهای هندوستان نیز جشن نوروز و مراسم آن با آداب و تشریفات خاصی که روز به روز هم به آنها اضافه می شد و در عین حال بر حسب شرایط جغرافیایی و قومی ملل مختلف، رنگها و جلوه های متنوع و رنگارنگ پیدا می کرد، به حیات فرهنگ خود ادامه داد. اصولا باید این نکته را درنظر داشت که هر پدیده ی فرهنگی و انسانی وقتی باشکوه و زیبایی و عظمت هنر و اندیشه در میان قومی ظاهر میشود، در همان نقطه محصور و محدود باقی نمیماند. مگر آثار هنری و فکری سعدی، حافظ، مولوی، فردوسی، اقبال، زکریای رازی، ابن سینا، افلاطون، ارسطو، پاستور، انیشتن، بودا، و کنفوسیوس در محدوده جغرافیایی آنها محبوس مانده است؟ امروزه، پدیده های تمدن و فرهنگ در هر سرزمینی که ظهور و بروز پیدا کرده باشند در همه جهان گسترش می یابند و همه ابنای بشر از آنها بهره مند میشوند. آثار بتهوون و موتسارت از بام تا شام از بلندگوهای کشورهای مختلف جهان طنین انداز است. تلستوی، ویکتور هوگو و شکسپیر به همه ی زبان های زنده دنیا ترجمه شده اند، رباعی های خیام را کمتر ملتی است که نشناسد. زبان مولوی زبان جهانی است. او از دهان همه انسانها سخن می گوید و گوش های همه انسان ها از شنیدن سخنان او لذت میرند. نوروز نیز در حد خود از قالب یک رسم ملی خاص یک ملت و یا یک قوم فراتر رفته و به مرزهای اقوام و ملل متعددی پیوسته و به صورت جزئی از فرهنگ آن اقوام درآمده است و از همینجاست که نوروز به صورت یک عنصر فرهنگی خاصی در آمده که میتوان آنرا وجه مشترک باورها و تفکرات اقوام مختلف و یکی از عناصر عمده تفاهم، دوستی و نزدیکی و برادری بین مردمان این کشورها به حساب آورد. پس از گذشت قرنها بالاخره نوروز در سال 2010 میلادی به پیشنهاد و پیگیری جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل، ثبت جهانی شد و البته از این پس دامنه آن گسترده تر خواهد شد و با جذابیت بیشتری بر دل و جان مردم خواهد نشست. جمهوري اسلامي ايران بايد از اين فرصت كه جزو داشته ها وثروت معنوي آن است استفاده بيشتري ببرد، به این دلیل که چه در داخل كشور كه چهارده روز و چه در خارج به ويژه كشورهاي حوزه آسياي مركزي و قفقاز و بالاخص در كشورهاي فارسي زبان تاجيكستان و افغانستان كه قريب به يك ماه، با اين جشن و بهتر بگويم پديده ي فرهنگي به شادي و نشاط مي پردازند و دوستي و محبت را به يكديگر هديه مي كنند؛ بي گمان چنانچه در سال ١٣٩٧، دستگاه ديپلماسي فرهنگي و سياسي كشورمان در مهيا كردن روابط فرهنگي گرم همچون گذشته كه در دو سال اخير بخاطر مسائل جزيي به سردي گراييده است، گام هاي بلندتر و مؤثر تري بردارند، روابط تهران با دوشنبه وکابل تلطیف شده که این موضوع مایه یاس ونومیدی بدخواهانی چون رژیم صهینونیست وآل سعود خواهد شد. *کارشناس فرهنگی و رایزن سابق ج.ا.ایران در قرقیزستان