ایران شرقی 13 اسفند 1397 ساعت 15:04 http://easterniran.com/fa/doc/analysis/1857/ -------------------------------------------------- عنوان : اهداف و پیامدهای سفر بن‌سلمان به منطقه جنوب آسیا -------------------------------------------------- سفرهای بن­‌سلمان به منطقه جنوب آسیا با اهداف تبلیغی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی صورت گرفت و این اقدامات و برنامه­‌ها نه تنها در مقابل سیاست­‌های آمریکا نیست بلکه در قالب گسترش روابط با هند، مقابله با نفوذ ایران در منطقه، کمک اقتصادی به پاکستان (با توجه به همکاری اسلام­‌آباد با واشنگتن در موضوع مذاکرات صلح آمریکا - طالبان) مورد تأیید و حمایت ایالات متحده نیز می­‌باشد. سفر بن­‌ سلمان به جنوب آسیا نشان می­‌دهد که سعودی در زمان ایجاد تنش با غرب، بدون متحد باقی نخواهد ماند و می­‌تواند با استفاده از ابزارهای خود به خصوص دلارهای نفتی، روابط خود را با متحدان آسیایی به پیش برد. متن : ایران شرقی/ زهرا محمودی* طی روزهای گذشته شاهد آغاز سفر بن سلمان به منطقه جنوب آسیا بودیم. پاکستان به عنوان اولین مقصد شاهزاده سعودی انتخاب شد. بن سلمان پس از حضور 24 ساعته در پاکستان، هند را مقصد سفر بعدی قرار داد. چین، سومین میزبان بن سلمان و هیأت همراه وی طی سفر او به منطقه می باشد. بررسی و تحلیل اهداف این سفرها و تأثیری که بر کشورهای منطقه برجای می گذارد، از اهداف این نوشتار است. 1- اهداف اصلی بن سلمان از سفر به جنوب آسیا از آغاز جنگ یمن در سال 2015 تاکنون، ائتلاف به رهبری عربستان؛ نه تنها نتوانسته دستاورد خاصی در این خصوص داشته باشد بلکه راهبردهای سعودی در یمن، موجب انتقاد نهادهای حقوق بشری و نمایندگان سیاسی برخی کشورها از عربستان، شده است. طوری که بن سلمان به عنوان حامی اصلی این جنگ مشاهده کرد که برخی از کشورهای فروشنده تسلیحات به ریاض (از جمله آلمان) اکنون ممنوعیت فروش سلاح به عربستان سعودی را به دلیل حوادث یمن پیگیری می کنند. در کنار بحران یمن، موضوع قتل جمال خاشقچی، روزنامه نگار سعودی در کنسولگری عربستان در ترکیه، بحران دیگری برای سعودی به وجود آورد. بن سلمان، پس از انتشار خبر قتل خاشقچی، از جانب اکثر کشورها و نهادهای مختلف حقوق بشری مورد انتقاد شدید قرار گرفت. نمود این مسئله در آرژانتین طی اجلاس G20 در اواخر سال 2018 مشاهده گردید که اکثریت رهبران سیاسی کشورها حتی از گرفتن عکس مشترک با وی امتناع کردند. در ادامه، برخی از کشورهای اروپایی انتقادات جدی علیه بن سلمان مطرح کردند طوری که اخیراً ترزا مِی، نخست وزیر بریتانیا و انگلا مرکل، صدراعظم آلمان مشارکت خود در اجلاس شرم الشیخ مصر را منوط به عدم حضور بن سلمان در این نشست اعلام کرده اند. همچنین، برخی از سیاستمداران آمریکایی نیز به انتقاد از نقش بن سلمان در ارتباط با پرونده قتل خاشقچی پرداختند. لذا بن سلمان با مشاهده چنین شرایطی تصمیم گرفت، سفرهای خود به کشورهای منطقه جنوب آسیا آغاز کند؛ منطقه ای که حداقل سران سه کشور پاکستان، هند و چین انتقاد شدید اللحن و جدی علیه خاندان سلطنتی و شخص بن سلمان در ارتباط با موضوع قتل خاشقچی مطرح ننمودند. بنابراین ولیعهد عربستان سعودی با توجه به عدم دستیابی به اهداف اعلامی خود در خصوص جنگ یمن و نیز رسوایی به بار آمده پس از قتل خاشقچی، تصمیم به آغاز سفرهایی به منطقه جنوب آسیا گرفت تا تلاش کند نشان دهد که نه تنها یک شخصیت منزوی و منفور در سطح بین المللی نسیت، بلکه در شرایط کنونی هم، می تواند روابط خود را با متحدان منطقه ای خود تقویت کند. البته در کنار متغیرهای جنگ یمن و قتل خاشقچی به عنوان اهداف اصلی بن سلمان از سفر به جنوب آسیا، می توان استراتژی ادامه رقابت با ایران و نیز تلاش سعودی برای گسترش همکاری اقتصادی با کشورهای جنوب آسیا را نیز از دیگر اهداف وی مطرح نمود. بعد مهم استراتژی منطقه ای سعودی، رقابت با ایران و تلاش برای مهار نفوذ تهران در سطح منطقه است. نمودهای این استراتژی در عراق، سوریه، لبنان، یمن، بحرین، افغانستان، پاکستان و ...، قابل مشاهده است. البته این استراتژی از جانب اسرائیل و آمریکا مورد حمایت قرار دارد. سعودی جهت مقابله با نفوذ ایران در منطقه از ابزارهای سیاسی، امنیتی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و ایدئولوژیک استفاده می کند. بنابراین مشخص است که یکی از اهداف کلی سفر بن سلمان به جنوب آسیا، پیگیری و ادامه سیاست مهار ایران با ابزارهای مختلف می باشد. در ضمن، با توجه به شعارهای اقتصادی بن سلمان در قالب "سند چشم انداز 2030 عربستان" که در آن بر اقتصاد غیرنفتی و سرمایه گذاری خارجی تأکید می کند، مشارکت های اقتصادی با دولت های این منطقه نیز از دیگر اهداف سفر بن سلمان می باشد. بعد از طرح دلایل سفر شاهزاده سعودی به منطقه جنوب آسیا، اکنون به بررسی و تحلیل موردی سفر بن سلمان به سه کشور پاکستان، هند و چین می پردازیم. 2) اهداف و پیامدهای سفر بن سلمان به پاکستان روابط میان پاکستان و پادشاهی سعودی از لحاظ تاریخی بسیار نزدیک و دوستانه است، طوری كه اغلب تحلیلگران، از آن به عنوان یك "رابطه ویژه" نام می برند. سعودی ها از پاکستان به عنوان "نزدیکترین متحد مسلمان عربستان" نام می برند و پاکستان نیز رابطه با سعودی را به عنوان "مهمترین رابطه دو جانبه" در سیاست خارجی خود تعبیر می کند. از زمان استقلال پاکستان تاکنون، ریاض و اسلام آباد همواره به دنبال گسترش روابط تجاری، فرهنگی، مذهبی، سیاسی و استراتژیک میان خود بوده اند. عربستان به عنوان خاستگاه اسلام و کشوری که مقدس ترین مکان های مذهبی مسلمین را در خود جای داده، به طور کلی برای مسلمانان و خصوصاً برای مردم سنی مذهب پاکستان و مشخصاً برای جوامع دیوبندی و اهل حدیث این کشور از اهمیت و احترام زیادی برخوردار است. همچنین، بخشی از جمعیت پاکستان، چندین دهه به عنوان کارگر در عربستان زندگی کرده اند و علاوه بر بعد اقتصادی، از نظر اجتماعی و فرهنگی نیز با این کشور ارتباط پیدا کرده اند و این ارتباط، پیوند مذهبی دو کشور را محکم تر می کند. مذهب کاملاً با هویت پاکستانی ها عجین شده است و بین ایدئولوژی رسمی سعودی یعنی وهابیت، و عقاید بخشی از مردم سنی پاکستان، نوعی قرابت وجود دارد. عربستان و پاکستان به یکدیگر نیاز دارند و دوستان قابل اعتمادی برای هم هستند. ایجاد گروه های فرقه گرای ضدشیعی در پاکستان، تأسیس مدارس مذهبی تندرو، ایجاد و حمایت از القاعده و گروه طالبان، حمایت از حکومت طالبان در افغانستان، حمایت از آزمایش های هسته ای پاکستان، اعطای کمک های مالی و ارسال نفت به پاکستان در دوران تحریم ها، ادامه حمایت از گروه های تروریستی ضدشیعه در پاکستان، جلب نظر موافق پاکستان در خصوص حوادث سوریه و بحرین، و انتخاب ژنرال راحیل شریف (فرمانده سابق ارتش پاکستان) برای رهبری ائتلاف ضد یمنی و ...، از جمله اقدامات تأثیرگذار عربستان در ارتباط با پاکستان بوده است. سفر بن سلمان به پاکستان را در چارچوب همین روابط ویژه دو کشور می توان ارزیابی کرد و اهداف و پیامدهای سفر ولیعهد سعودی را در قالب این موارد می توان خلاصه کرد: 1- بن سلمان می خواهد برای بهبود تصویر خدشه دار شده خود در مجامع بین المللی به دلیل ادامه جنگ بی ثمر یمن و نیز دست داشتن در قتل خاشقچی، با سفر به دومین کشور پر جمعیت مسلمان که دارای سلاح اتمی نیز هست، جایگاه و موقعیت خود را بهبود بخشد. 2- با توجه به مجاورت جغرافیایی پاکستان با ایران و حضور گروه های تروریستی معاند با ایران در خاک پاکستان، سعودی می تواند از طریق ارسال دلارهای نفتی خود، تعداد و عمق عملیات های این گروه های تروریستی را وسعت ببخشد تا این گونه امنیت مناطق و استان های مرزی ایران، به عنوان مهمترین رقیب منطقه ای خود را تضعیف کرده و به چالش بکشد. به عنوان مثال، فعالیت گروه هایی نظیر جندالله و جیش العدل که در تفکر آنها به اندیشه های وهابی مسموم هستند، در گام اول نیاز به کمک های مالی داشته و دارند که دلارهای نفتی سعودی این نیاز را با هدف ضربه به ایران، تأمین می کنند. حادثه تروریستی اخیر در خاش نیز - هر چند ضرورتاً با سفر بن سلمان به پاکستان ارتباط نداشت- اما بی شک خوشایند مقامات سعودی می باشد. 3- نیاز اقتصادی پاکستان به کمک های عربستان همواره وجود داشته است، اما پرداخت کمک اقتصادی می تواند به صورت بالقوه به عنوان ابزار نفوذی بر پاکستان و سیاست های این کشور محسوب شود. به عنوان مثال، بر سیاست های اسلام آباد در خصوص عمق روابط خود با تهران، برقراری کانال ارتباطی سعودی با طالبان از طریق پاکستان و سیاست های پاکستان در افغانستان - در رابطه با ایران می تواند تأثیرگذار باشد. در ضمن، اقدام عربستان برای سرمایه گذاری 10 میلیارد دلاری در بندر گوادر پاکستان که در سفر اخیر بن سلمان مطرح شد، می تواند در راستای تلاش سعودی برای مقابله با پتانسیل بندر چابهار ایران جهت توسعه منافع اقتصادی تهران باشد که دلخواه پاکستان نیز خواهد بود. 4- با توجه به گسترش تنش میان پاکستان و هند به خصوص پس از حمله انتحاری به سربازان هندی در کشمیر، مقامات اسلام آباد ترجیح می دهند که در چنین شرایطی از عربستان به عنوان متحد خود میزبانی کنند. آمریکا به عنوان متحد استراتژیک هند، با مقامات دهلی اعلام همدردی کرد اما با توجه به برخورداری هند و پاکستان از سلاح اتمی و نیز تأثیر مهم پاکستان بر طالبان که اکنون مشغول مذاکره با آمریکایی ها هستند، واشنگتن خواهان وقوع درگیری مسلحانه در منطقه نیست. 5- پاکستان همواره مخالف گسترش نفوذ ایران در افغانستان است و همکاری ایران با هند را هم نمی پسندد؛ اما با توجه به اینکه کشورها در انتخاب همسایگان خود اختیاری نداشته و بایستی جبر ژئوپلیتیک را بپذیرند، پاکستان هم می داند که وجود بیش از 900 کیلومتر مرز مشترک با ایران، حضور جمعیت 20 درصدی شیعه در پاکستان، قدرت و نفوذ ایران در منطقه و...، حقایقی است که باید همواره مورد توجه سیاستمداران اسلام آباد در قبال تهران قرار گیرد. با توجه به این واقعیات است که مقامات پاکستان در زمان نخست وزیری نواز شریف به عنوان یکی از سیاستمداران پاکستانی که بهترین روابط را با عربستان داشته، از حضور در ائتلاف سعودی جهت مشارکت در جنگ یمن در سال 2015 خودداری نمودند و یا در زمان بروز برخی آشوب ها در تعدادی از شهرهای ایران در زمستان 96، مقامات پاکستان مانند سران برخی کشورها از مخالفان اعلام حمایت نکردند. 6- واقعیت این است که پاکستان با معضل امنیتی جدی به نام هند مواجه است و البته مشکلات متعددی نیز با افغانستان دارد، لذا منطقی به نظر نمی رسد که بخواهد با ایران به عنوان کشوری که همواره روابط خوبی با پاکستان داشته است، چالش جدی ایجاد نماید. توجه داشته باشیم که پیش از عربستان، آمریکایی ها این موضوع را پیگیری می کردند اما پاکستان با توجه به واقعیات ژئوپلیتیک نمی تواند اهداف آنها را در قبال ایران پیاده کند. بنابراین سفر بن سلمان به پاکستان هر چند ممکن است تا حدودی بر راهبردهای این کشور تأثیر بگذارد، اما بعید است در استراتژی این کشور در قبال ایران تغییر عمده ایجاد کند؛ چرا که برای ارتش پاکستان مدیریت دشمنی با هند و نیز مدیریت مسئله افغانستان به اندازه کافی هزینه بردار است و تمایل برای ایجاد جبهه سومی به نام ایران، چندان عقلانی به نظر نمی رسد. با این حال، این موارد ناقض چشم پوشی اسلام آباد از تحرکات برخی گروه های تندرو به خصوص در منطقه بلوچستان نخواهد بود. همچنین باید در نظر داشت که استراتژی پاکستان، استفاده از ظرفیت تمامی متحدان خود است و طبق نیازی که دارد با آمریکا، چین، عربستان، ایران و ...، رفتار می کند لذا نمی توان به طور کلی شاهد حذف و نادیده گرفتن هیچ یک از آنها، از جانب اسلام آباد بود. 3) اهداف و پیامدهای سفر بن سلمان به هند بن سلمان، پس از حضور در پاکستان و وعده کمک 20 میلیارد دلاری به این کشور، به هند سفر کرد و ضمن اعلام تشابه دی.اِن.اِی عربستانی ها با هندی ها!، از نارندرا مودی، نخست وزیر هند، به عنوان برادر بزرگتر خویش نام برد. پس از دیدار مودی و بن سلمان با یکدیگر، خبر ایجاد شورای مشارکت استراتژیک و برگزاری نشست سران، هر دو سال یکبار مطرح گردید. شاهزاده بن سلمان اعلام کرد که 100 میلیارد دلار در هند در زمینه های انرژی، پالایش، پتروشیمی، زیرساخت، کشاورزی سرمایه گذاری خواهد کرد در مقابل قرار شد که هند نیز به گسترش و تقویت بخش فناوری اطلاعات عربستان کمک کند. بن سلمان با اشاره به حمله انتحاری علیه نیروهای هندی در منطقه کشمیر و مرگ 44 نظامی هندی، اعلام کرد که عربستان نیز مانند هند، نگران مشکل تروریسم و افراطگرایی است! این اظهار نظر در حالی است که منتقدان هندی از حزب کنگره؛ معتقدند بن سلمان در شرایطی از همکاری با هند برای مقابله با تروریسم صحبت کرده است که ضمن ارائه کمک 20 میلیارد دلاری به پاکستان، از تلاش های ضد تروریستی دولت پاکستان ستایش کرده است، در حالی که گروه جیش محمد از پاکستان، مسؤلیت حمله و مرگ 44 نظامی هندی به را به عهده گرفته است. در ضمن، مقامات سعودی در حالی از میانجیگری میان هند و پاکستان در خصوص موضوع کشمیر صحبت می کنند که خواهان معرفی خود به عنوان بازیگری تأثیرگذار در منطقه هستند، اما باید بدانند که پیش از آنها، آمریکا و حتی سازمان ملل نیز با توجه به اهمیت موضوع کشمیر برای دو کشور نتوانسته به بحران کشمیر و تخاصم میان دهلی و اسلام آباد پایان دهد. در ضمن، هند هرگونه تلاش برای مذاکره با اسلام آباد را منوط به توقف عملیات های تروریستی در مرز نموده است. به نظر می رسد سیاست بن سلمان در قبال هند در کنار تلاش جهت بازسازی چهره او بعد از ماجرای خاشقچی، گسترش همکاری اقتصادی با دهلی است. این همکاری هم می تواند مابه ازای داخلی در اقتصاد سعودی داشته باشد و هم روابط با هند را به عنوان قدرت نوظهور منطقه ای و مورد حمایت آمریکا گسترش دهد و در ضمن، هند را از ادامه همکاری با ایران، حداقل در موضوع نفت دور کند. در همین چارچوب، عربستان سعودی که در حال حاضر حدود 20 درصد از نفت خام هند را تأمین می کند می خواهد ایران را به عنوان شریک نفتی هند کنار بگذارد، بعید به نظر می رسد با توجه به موضوع همکاری ایران با هند و افغانستان در چابهار، دهلی بخواهد خواسته های عربستان را در قبال ایران اجرایی کند. 4) اهداف و پیامدهای سفر بن سلمان به چین چین به عنوان بزرگترین شریک تجاری عربستان با 4/42 میلیارد دلار تجارت دو جانبه، سومین کشور میزبان بن سلمان بود. چینی ها که بزرگترین خریدار نفت خام عربستان نیز می باشند، همواره تمایل خود را به گسترش منابع نفتی مورد نیاز خود نشان داده است. در طرف مقابل، بن سلمان با اشاره به "طرح چشم انداز 2030 عربستان" که در آن بر دستیابی به اقتصاد بدون نفت از طریق گسترش سرمایه گذاری خارجی تأکید دارد، می خواهد از طریق مشارکت خود در پروژه "یک جاده- یک کمربند" چین روابط خود را با پکن به عنوان قدرت اقتصادی و سیاسی گسترش دهد. البته در کنار موضوع اقتصادی، برخورداری از تسلیحات چینی، در شرایطی که برخی کشورهای اروپایی منع فروش تسلیحات به عربستان را اعلام کرده اند نیز، مدنظر بن سلمان از سفر به چین می باشد. در همین راستا گفته می شود پکن 20 میلیون دلار اسلحه به پادشاهی سعودی صادر کرده است. در قالب دستیابی به این اهداف است که بن سلمان به صورت تلویحی نیز از اقدامات چین علیه اویغورها اعلام حمایت کرد. 5) تأثیر سفرهای بن سلمان به منطقه جنوب آسیا بر ج.ا.ایران سفرهای بن سلمان به منطقه جنوب آسیا با پیگیری چندین هدف از جمله هدف تبلیغاتی (تلطیف چهره مخدوش شده بن سلمان پس از افشای نقش وی در ماجرای قتل خاشقچی و حوادث ضد حقوق بشری در یمن) هدف سیاسی (تقویت روابط با متحدین منطقه ای، گسترش نقش و جایگاه در منطقه، ادامه سیاست مقابله با افزایش نفوذ ایران) هدف امنیتی (ادامه حمایت از گروه های تروریستی معاند ایران در پاکستان، ادامه خرید تسلیحاتی از چین) هدف اقتصادی (پیگیری طرح چشمانداز 2030 در قالب اقتصاد بدون نفت و گسترش سرمایه گذاری خارجی، مقابله نفتی با ایران) انجام شده است. در مقابل، چین و هند نیز با هدف عمده اقتصادی و برقراری پیوندهای تجاری، توسعه روابط را با سعودی پیگیری می کنند. پاکستان نیز به دلیل وجود جمعیت زیاد و بحران بدهی، خواستار کمک مالی از عربستان است. با این حال، به نظر می رسد که نمی توان سفرهای بن سلمان به جنوب آسیا را به معنای تغییر اساسی در سیاست خارجی عربستان تعبیر نمود؛ بدین معنا که کماکان ایالات متحده آمریکا به عنوان پشتیبان سعودی، بنا بر الزامات اقتصادی و استراتژیک باقی خواهد ماند و شاهد جایگزینی چین و محور شرق به جای آمریکا و محور غرب در سیاست خارجی بن سلمان نخواهیم بود. با این حال، سفر بن سلمان به جنوب آسیا نشان می دهد که سعودی در زمان ایجاد تنش با غرب، بدون متحد باقی نخواهد ماند و می تواند با استفاده از ابزارهای خود به خصوص دلارهای نفتی، روابط خود را با متحدان خود پیش ببرد. البته موضوعات حقوق بشری فقط برای کوتاه مدت می تواند روابط سعودی و غرب را تحت تأثیر قرار دهد و با گذشت زمان مجدداً موضوع پیگیری منافع جای خود را به پیگیری ارزش ها خواهد داد. اکنون که بن سلمان به کشورهای جنوب آسیا سفر می کند، اقدامات و برنامه های خود نه تنها در مقابل سیاست های آمریکا نیست بلکه به عنوان نمونه و در قالب گسترش روابط با هند، مقابله با نفوذ ایران در منطقه، کمک اقتصادی به پاکستان (با توجه به همکاری اسلام آباد با واشنگتن در موضوع مذاکرات صلح آمریکا با طالبان) مورد تأیید و حمایت ایالات متحده نیز می باشد. در ضمن باید توجه داشت که چین و هند علیرغم روابط با سعودی، روابط نسبتاً قوی با ایران به عنوان رقیب سنی عربستان در خاورمیانه دارند. به عنوان مثال، چین اخیراً تأکید کرده است که مصمم به تقویت اعتماد استراتژیک با ایران است. هند نیز در مورد بحث خرید نفت، همکاری در قالب بندر چابهار و همچنین موضوع افغانستان با ایران همکاری می کند. پاکستان نیز علیرغم عدم توجه کافی به مقابله با گروه های افراطی معاند ایران که در آن کشور ساکن هستند، همواره در سیاست های اعلامی از لزوم برقراری روابط دوستانه با ایران حمایت کرده است. با این حال، نباید این موضوعات موجب انفعال دستگاه دیپلماسی ایران در منطقه جنوب آسیا شود. جمهوری اسلامی نیز بایستی ضمن تأکید بر پیشینه روابط خود به 3 کشور پاکستان، هند و چین؛ همواره منافع سیاسی، امنیتی و اقتصادی ناشی از گسترش و تعمیق روابط با 3 کشور مذکور را متذکر شود و در میدان عمل نیز، از طریق برقراری مناسبات اقتصادی به عنوان متغیر مشترک و تأثیرگذار در روابط با 3 کشور، دامنه روابط را گسترش دهد. تأکید شود که وجود امنیت در منطقه، کالایی است که 3 کشور مذکور نیز از آثار سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن بهرمند خواهند شد. هر چند وجود اختلافاتی میان هند و پاکستان، و هند و چین ممکن است در ابتدا به عنوان مانعی در این مسیر باشد، اما هنر دیپلماسی همین است که بتواند نظرات مختلف را در راستای منافع مشترک، هم راستا کند. انتهای مطلب/ *دکترای روابط بین الملل