ایران شرقی 13 آبان 1397 ساعت 9:47 http://easterniran.com/fa/doc/note/1696/ -------------------------------------------------- روابط ایران و آسیای مرکزی عنوان : ایران و ترکمنستان؛ اختلافات کوچک و اشتراکات بزرگ -------------------------------------------------- متن : ایران شرقی/ بهروز قزل/ دانشجوی دکترای مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، دانشگاه تهران روابط ایران و ترکمنستان، متأثر از پیوندهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی از یک سو و گریزناپذیری ژئوپلیتیک از سوی دیگر و نیز در نتیجه بیش از ربع قرن تجربه روابط دیپلماتیک، از عقلانیت کافی برخوردار بوده و بازشناسی آن در چارچوب هایی واقع گرایانه ممکن خواهد بود. بدین ترتیب، تفکیک موضوعی مسائل مربوط به جوانب مختلف این روابط امری ممکن و میسّر دانسته می شود. به عبارت دیگر، به نظر می رسد که دو کشور به این سطح از عقلانیت دست یافته اند که در عین وجود اختلاف نظرهایی در برخی حوزه ها، در حوزه های دیگری که همکاری و همگرایی آنان لازم و هم افزاینده است، سطح روابط خود را حفظ کرده و حتی ارتقا دهند. ترکمنستان، کشوری با حدود 6 میلیون نفر جمعیت و 488100 کیلومتر مربع وسعت در شمال شرقی ایران است که به واسطه مرز مشترکی نزدیک به 1000 کیلومتر، دروازه ورود زمینی ایران به منطقه آسیای مرکزی محسوب می شود. این کشور، به رغم جمعیت نسبتا اندک، از نظر بازار مصرف و مبادلات تجاری برای بخش هایی از اقتصاد ایران دارای اهمیت ویژه است. علاوه بر آن، موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی ترکمنستان، هم برای ایران و هم رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای ایران جالب توجه است. ترکمنستان، علاوه بر این ها، با توجه به حضور جمعیت قابل توجهی از ایرانیان ترکمن در مجاورت مرز مشترک دو کشور، از نظر فرهنگی و اجتماعی نیز دارای اهمیت مضاعفی است. دهه نخست پس از استقلال یعنی دهه پایانی قرن بیستم را می توان دوران طلایی گسترش روابط بین ایران و ترکمنستان در بیشتر جوانب دانست. افتتاح خط انتقال گاز کرپجه-کردکوی به عنوان نخستین مسیر صادرات گاز غیرآسیای مرکزی (وراشورویایی) ترکمنستان به مقصد ایران، سیر فزاینده مبادلات تجاری دو کشور، حضور گسترده سرمایه گزاران و شرکت های ایرانی در بخش های مختلف خدمات، صنایع و عمرانی ترکمنستان، افتتاح طرح های مشترک مرزی و یا نزدیک مرزی، تردد پرتعداد سران و مقامات دو کشور و ... همگی، گواهی بر ادعای طلایی بودن این دوران به شمار می رود. این وضعیت تا پایان دوره نیازاف، کم و بیش ادامه داشت. نیمه دهه دوم حیات مستقل ترکمنستان با پایان کار نیازاف و روی کار آمدن بردی محمداف همراه بود. دوران رئیس جمهور جدید ترکمنستان نیز، به رغم بروز اختلاف نظرهایی در سال های نخستین در موضوعاتی مانند صادرات گاز به ایران، در کل، سیر مثبت و سازنده ای به خود گرفت. تجدید اختلاف نظر در موضوع گاز، تنش محدود در دریای خزر و بحران مقطعی در مبادی مرزی و ترانزیتی دو کشور در سال های اخیر نیز، گاه، سیر مثبت و سازنده روابط دوجانبه را با تردیدهایی همراه کرد؛ با وجود این و پس از آن، دعوت از وزیر دفاع وقت ایران به عشق آباد، سفر وزیر امور خارجه ایران به ترکمنستان، سفر پر اهمیت رئیس جمهور ایران به این کشور در روزهای آغازین سال 1397، تداوم سفر مقامات عالیرتبه ایران به عشق آباد در هفته های اخیر و نیز تلاش سران دو دولت برای عادی سازی هرچه سریع تر روابط دو جانبه، نشان داد که این دو همسایه، از یک سو مبتنی بر اشتراکات تاریخی، فرهنگی و اجتماعی و از سوی دیگر متأثر از ویژگی های ژئوپلیتیک گریزناپذیر خود، مایل به تداوم سیر همکاری و گسترش روابط هستند. زمینه های همکاری دهه دوم سده بیست و یکم با زمینه های همکاری دهه پایانی سده بیستم متفاوت است. روابط اقتصادی و مبادلات تجاری کماکان مهم بوده و مسیرهای مشترک انتقال انرژی تا به امروز جایگاه طراز اول خود را در مدیریت روابط خارجی پیرامونی کشور ترکمنستان حفظ کرده است، اما آنچه که به نظر می رسد در حال شکل دادن به بخش نوینی از پویش های روابط این دو کشور همسایه در سال های اخیر است، تحولات مربوط به حوزه های امنیتی به ویژه در مباحثی مانند مبارزه با تروریسم است. افراطی گری مذهبی، چه مبتنی بر بن مایه های داخلی و چه در قالب کنشگران وارداتی، کم و بیش دغدغه مشترک هر دو کشور است و هر دو همسایه، در مجاورت همسایه ای پرتلاطم، یعنی افغانستان واقع شده اند. الزامات معطوف به سرنوشت نه چندان دور از هم در دریای خزر نیز مزید بر علت این تداوم و گسترش روابط است. با تمام این اوصاف، عرصه مهم و نسبتا جدیدی که پیش روی همکاری های ایران و ترکمنستان قرار دارد، امنیت منطقه ای است. ایران، نشان داده است که از ظرفیت های قابل توجهی در زمینه مبارزه با تروریسم و افراطی گری برخوردار است. توان عملیاتی ایران از یک سو و تجربه ناشی از چندین دهه حیات مذهبی جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر، فرصت های غیرقابل اغماضی را در مقابل طرف های همکار ایران در مباحث مقابله با افراط گرایی مذهبی و مبارزه با تروریسم قرار می دهد. دعوت از وزیر دفاع ایران به عشق آباد و رایزنی در خصوص همکاری های امنیتی و دفاعی یکی از مصادیق این فرصت ها است که به نظر می رسد، دولت ترکمنستان استنباط روشنی از آن داشته است. تمام این ها در حالی است که در سال های اخیر، تهدید داعش نیز در نزدیکی مرز مشترک ترکمنستان و افغانستان پررنگ تر شده است. تحولات اخیر در منطقه آسیای مرکزی و فراز و فرود نسبی روابط ایران با این منطقه، اهمیت ترکمنستان را به عنوان کشوری که در مجاروت جغرافیایی با ایران واقع شده و یکی از نزدیک ترین همسایگان از نظر پیوندهای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی است، بیش از پیش نمایان می کند. در عالم سیاست و روابط بین الملل، همسایگان قابل تعویض نیستند و کشورهای همسایه، بیش از سایر کشورها در معرض تسری بحران از همدیگر بوده و هیچ گاه نمی توانند نسبت به سرنوشت و تحولات یکدیگر بی تفاوت باشند. بدین ترتیب، جایگاه ترکمنستان در سیاست خارجی پیرامونی ایران و جایگاه ایران در سیاست های خارجی و پیرامونی ترکمنستان قابل تبیین و تصریح است. اینکه، بنیان های نگاه مثبت ایران به ترکمنستان کدام است و چرا چشم پوشی از ایران برای ساختار تصمیم سازی و تصمیم گیری ترکمنستان میسّر نبوده و نیست. بر اساس برخی گزارش ها، بیش از 400 تبعه ترکمنستان در بین افراد گروه تروریستی داعش حضور داشته اند. دو تن از شهروندان ترکمن، به عنوان عوامل اصلی حمله تروریستی به شرقاط عراق شناسایی شده اند و در اواسط ماه جولای سال گذشته (2017) ورود افراد منتسب به داعش از منطقه مرزی مشترک بین ترکمنستان، ایران و افغانستان به داخل خاک ترکمنستان تایید شده است. این افراد توانسته بودند تا شهر کاکا (Kaka) در استان آخال (Ahal) که پایتخت ترکمنستان نیز در آن واقع شده است، پیشروی کنند. این حادثه، تنها یکی از مصادیق شرایطی است که اهمیت همکاری بین این کشور و ایران در حوزه های امنیتی، انتظامی و مرزبانی را نشان می دهد و در سطرهای قبلی نیز به آن اشاره شد. در چشم اندازی منطقه ای، روابط ترکمنستان و روسیه در ماه های اخیر وارد مرحله جدیدی شده است. به نظر می رسد که علاوه بر مباحث انتقال انرژی و روابط اقتصادی، مسائل مربوط به امنیت منطقه ای و ثبات داخلی ترکمنستان نیز از جمله موضوعات موردعلاقه روسیه در ارتباط با ترکمنستان است. از سوی دیگر، تجربه همکاری ایران و روسیه در زمینه مبارزه با تروریسم در سوریه نیز قابل چشم پوشی نیست. در مقابل، چین که به عنوان بزرگترین واردکننده گاز ترکمنستان شناخته می شود، از نظر امنیت صادرات انرژی و اهمیت ثبات درآمدهای ارزی دولت (که در نتیجه تنوع مسیرهای صادراتی حاصل می شود)، به تدریج در حال تبدیل شدن به تهدیدی برای این کشور است و به رغم تلاش برای طراحی و اجرای مسیرهای ریلی جدید به افغانستان و ... کماکان، مسیر ترانزیتی ایران در رتبه نخست اهمیت قرار دارد. تمام این ها، مزید بر علت چشم انداز روشن روابط ایران و ترکمنستان است. در پایان، می توان اینگونه تصریح کرد که روابط ایران و ترکمنستان، متأثر از پیوندهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی از یک سو و گریزناپذیری ژئوپلیتیک از سوی دیگر و نیز در نتیجه بیش از ربع قرن تجربه روابط دیپلماتیک، از عقلانیت کافی برخوردار بوده و بازشناسی آن در چارچوب هایی واقع گرایانه ممکن خواهد بود. بدین ترتیب، تفکیک موضوعی مسائل مربوط به جوانب مختلف این روابط امری ممکن و میسّر دانسته می شود. به عبارت دیگر، به نظر می رسد که دو کشور به این سطح از عقلانیت دست یافته اند که در عین وجود اختلاف نظرهایی در برخی حوزه ها، در حوزه های دیگری که همکاری و همگرایی آنان لازم و هم افزاینده است، سطح روابط خود را حفظ کرده و حتی ارتقا دهند. در موضوعات برجسته اخیر در روابط ایران و ترکمنستان، زمینه مناسب گسترش همکاری در حوزه های امنیتی و انتظامی، به رغم بروز برخی اختلاف نظرهای جزئی و موضوعی در حوزه هایی مانند انتقال انرژی یا حمل و نقل، از جمله مصادیق این عقلانیت به شمار می رود.