ایران شرقی 30 مرداد 1398 ساعت 14:02 http://easterniran.com/fa/doc/interview/2046/ -------------------------------------------------- گفت‌وگو با عضو پارلمان افغانستان و استاد دانشگاه عنوان : سرنوشت مبهم صلح و انتخابات ریاست جمهوری افغانستان -------------------------------------------------- روندی که آمریکا برای مذاکره با طالبان در پیش گرفته‌، شتاب‌زده است، این رویکرد به جای تحت فشار قرار دادن طالبان، این گروه را بر ایستادگی در مواضع‌ خود استوارتر ساخته و منجر به کسب امتیاز بیشتر از جانب این گروه خواهد شد. مذاکرات آمریکا - طالبان، در صورتی منجر به نتایج مثبت خواهد شد که در گام نسخت زمینه‌ مذاکرات بین‌الافغانی را فراهم سازد و در ثانی بستری برای اجماع منطقه‌ای ایجاد کند. مشکل جدی این مذاکرات این است که تاکنون گفت‌وگوها بر خواست‌های آمریکا و طالبان متمرکز بوده و در این بین، دیدگاه‌های حکومت و مطالبات مشروع مردم افغانستان مورد بی‌توجه قرار گرفته است. واشنگتن در این مذاکرات در پی حل مشکل خود با طالبان بوده‌است و حل مشکل مردم افغانستان و فراهم ساختن فضای مساعد برای مذاکرات صلح در دستور کار نبوده است. از سوی دیگر، عدم دخیل ساختن کشورهای منطقه، نقص دیگر این مذاکرات است. اگر آمریکا در مورد آغاز روند مذاکرات بین‌الافغانی و اعمال فشار بیشتر بر طالبان و کشورهای حامی آن تمرکز می‌کرد، شاید سریع‌تر به نتیجه می‌رسید. متن : ایران شرقی/ افغانستان بار دیگر در شرایط حساس قرار گرتفه است که امنیت و ثبات سیاسی آینده این کشور، وابسته به مدیریتِ صحیح این شرایط است. همزمان با روند مذاکرات صلح که منجر به هشت دور گفتگو بین طالبان و آمریکا شده است و احتمال توافق بین این دو بازیگر وجود دارد، این کشور در برابر آزمون سیاسی دیگر یعنی انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد. بررسی روند تحولات سیاسی افغانستان نشان می دهد پیگیری روند صلح برای آمریکا اولویت دارد،و برای دولت افغانستان به رغم آن که اعلام کرده است که انتخابات و صلح، هم زمان دو اولویت آن است، اما به نظر می رسد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، اولویت حکومت افغانستان است. آمریکا با وجود اعلام حمایت از برگزاری انتخابات، آماده است هر مسأله ای را قربانی روند مذاکرات صلح کند. به دلیل این تنافضات، بحث لغو برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و یا تعویق آن، به یک تحلیل و پیش بینی عمومی تبدیل شده است.موسسه مطالعات آسيای مرکزی و افغانستان (ایران شرقی) به منظور بررسی روند صلح و این موضوع گفتگویی با دکتر سید عبدالقیوم سجادی، استاد دانشگاه و عضو مجلس نمایندگان افغانستان انجام داد و به بررسی این موضوع پرداخت. سئوال: بر اساس اخبار منتشر شده، نمایندگان آمریکا و طالبان به یک توافق صلح نزدیک شده اند، دیدگاه شما در مورد ماهیت این مذاکرات و توافق احتمالی چیست؟ سجادی: روندی که آمریکا برای مذاکره با طالبان در پیش گرفته است، شتاب زده است، این رویکرد به جای تحت فشار قرار دادن طالبان، این گروه را بر ایستادگی در مواضع خود استوارتر ساخته و منجر به کسب امتیاز بیشتر از جانب این گروه خواهد شد. مذاکرات آمریکا - طالبان، در صورتی منجر به نتایج مثبت خواهد شد که در گام نسخت زمینه مذاکرات بین الافغانی را فراهم سازد و در ثانی بستری برای اجماع منطقه ای ایجاد کند. مشکل جدی این مذاکرات این است که تاکنون گفت وگوها بر خواست های آمریکا و طالبان متمرکز بوده و در این بین، دیدگاه های حکومت و مطالبات مشروع مردم افغانستان مورد بی توجه قرار گرفته است. واشنگتن در این مذاکرات در پی حل مشکل خود با طالبان بوده است و حل مشکل مردم افغانستان و فراهم ساختن فضای مساعد برای مذاکرات صلح در دستور کار نبوده است. از سوی دیگر، عدم دخیل ساختن کشورهای منطقه، نقص دیگر این مذاکرات است. اگر آمریکا در مورد آغاز روند مذاکرات بین الافغانی و اعمال فشار بیشتر بر طالبان و کشورهای حامی آن تمرکز می کرد، شاید سریع تر به نتیجه می رسید. اگر مذاکرات آمریکا با طالبان منجر به برقراری آتش بس در افغانستان و از طرفی دیگر، آغاز گفت وگوهای بین الافغانی با حکومت و نمایندگان مردم افغانستان شود، می توان این مذاکرات را مثبت ارزیابی کرد و به نتایج گفت وگوهای بعدی امیدوار بود، اما اگر این مذاکرات تا همین نقطه ای که اعلام شده، متوقف بماند و فقط در محور خواست طالبان و ایالات متحده آمریکا باشد، نمی تواند صلح و امنیت پایدار را در افغانستان به ارمغان آورد. سئوال: نوع رویکرد آمریکا را در قبال دولت افغانستان چگونه ارزیابی می کنید؟ پیامد رویکرد آمریکا ئو کشورهای دیگری که به نظر می رسد با آمریکا همراهی می کنند، چه خواهد بود؟ سجادی: متأسفانه آمریکا و کشورهای علاقمند در قضیه افغانستان تلاش کردند که دولت این کشور را دور بزنند و مستقیما با طالبان وارد گفتگو و مذاکره شوند. شتاب زدگی آمریکا در ورود به مذاکرات مستقیم با طالبان به سیاست جدیدی که این کشور در منطقه دنبال می کند، بر می گردد. گفتگوهای آمریکا با طالبان، باعث شد تا این گروه بیشتر به آمریکا روی آورد و تا حدودی نیز به این هدف رسید. در عین حال هیچ نشانه و علامتی از انعطاف در موضع گیری های طالبان مشاهده نمی شود. همچنین آمریکا نتوانسته کشورهای ذی نفوذ در مسائل افغانستان را برای اعمال فشارهای بیشتر بر طالبان، جهت انعطاف در موضع گیری های این گروه راضی نماید. متأسفانه حکومت افغانستان در این ماجرا دور زده شده، اما از نظر افکار عمومی و فضای دیپلماتیک، تمام این مذاکرات تاکنون به نفع طالبان تمام شده تا دولت و مردم افغانستان. سئوال: برخی از افرادی که در مذاکرات بین الافغانی شرکت کرده اند، معتقدند که دیدگاه طالبان تغییر کرده و این گروه نسبت به گذشته انعطاف پذیرتر شده است، آیا شما معتقدید که طالبان تغییر کرده است؟ سجادی: طالبان از روزی که پای میز مذاکره با آمریکا نشست و مراودات دیپلماتیک خود را گسترش داد، نشان داد که تغییراتی در دیدگاه های این گروه به وجود آمده است، اما متأسفانه این تغییرات صرفا در بعد نظری و ذهنی قابل ارزیابی است. از نظر موضع گیری علنی و رفتار طالبان، هیچ تغییری را در مناسبات سیاسی و امنیتی این گروه مشاهده نمی کنیم؛ جنگ هم چنان به شدت ادامه پیدا کرده، عملیات های انتحاری گسترش یافته و اصرار طالبان برای اعاده امارت اسلامی، همچنان پا برجا است. از این منظر هیچ تغییری در رویکرد طالبان قابل مشاهده نیست. سئوال: تنش هایی برای تعیین هیأت مذاکره کننده افغانستان در داخل این کشور وجود داشت اما سرانجام کابل اعلام کرد که لیست هیأت 15 نفری مذاکره کننده را نهایی ساخت.آیا دولت افغانستان برای مذاکره آماده است؟ سجادی: در کلیت هیچ جناح سیاسی از جمله دولت افغانستان تاکنون موضع منفی در قبال گفت وگوهای صلح و مذاکرات بین الافغانی نداشته است، اما طبعا در مورد خطوط قرمز، مکانیسم اجرای این مذاکرات و ترکیب هیأت مذاکره کننده اختلاف نظرهای جدی وجود دارد. یکی از ابعاد پیچیده و مشکل ساز مذاکرات بین الافغانی به پراکندگی دیدگاه های سیاسیون و جریان های تأثیرگذار برمی گردد. متأسفانه حکومت و برخی از گروه های سیاسی، بیشتر تلاش دارند از گفت وگوهای صلح بهره برداری سیاسی کنند و لذا نگاهی که به این مسأله مطرح می شود، عمدتا نگاه حزبی، جناحی و حتی فردی است. هنوز نبودِ یک دیدگاه فراگیر ملی که انعکاس دهنده صدای مشترک مردم افغانستان و همچنین خطوط قرمز مذاکرات صلح باشد، شکل نگرفته و این وضعیت، یکی از نقاط آسیب پذیر و همچنین مأیوس کننده است. ما با توجه به اهمیت گفت وگوهای صلح و ضرورت تأمین امنیت و صلح پایدار در افغانستان، امیدواریم دیدگاه مشترک داخلی به وجود آید تا در نهایت گفت وگوهای صلح به قربانی خواست های مشروع مردم و دست آوردهای 18 سال گذشته منجر نشود. سئوال: به لحاظ تئوریک منازعات داخلی در کشورهایی مانند افغانستان چگونه قابل حل است؟ دولت و گروه های سیاسی چه جایگاهی دارند و روند صلح را چه نهادی باید مدیریت کند؟ سجادی: الگوهای مختلفی برای حل منازعه در کشورهای مختلف وجود دارد، اما وقتی به تجربه صلح در کشورهای درگیر منازعه نگاه می کنیم، به صورت منطقی سه طرف اصلی و تأثیرگذار باید در روند گفت وگوهای صلح مورد توجه قرار بگیرد؛ ـ یک طرف کسانی هستند که نقش میانجی را دارند و تلاش می کنند زمینه گفت وگو و مذاکره را فراهم سازند. در این ارتباط کشورهای دخیل در قضایای افغانستان از جمله آمریکا می توانند نقش ایفا کنند؛ ـ طرف دیگر، نظام جمهوری اسلامی افغانستان با نهادهای مختلف است که هر چند به صورت نسبی و با برخی انتقادها، اما نماینده حاکمیت ملی این کشور بوده و برآمده از رأی و اراده مردم می باشد؛ ـ و طرف سوم، معارضین، مخالفین یا کسانی هستند که با این نظام سیاسی جنگیده و هنوز هم به جنگ ادامه می دهند. من فکر می کنم علاوه بر نقش میانجی گری، در هر نوع گفت وگوی سازنده، ناگزیر باید دیدگاه های هر دو طرف را روی میز بگذارند و اجازه دهند دیدگاه های مختلف مطرح شود. طبعا در یک فرایند گفت وگو و چانه زنی مستمر، امکان یافتن نقاط مشترک وجود خواهد داشت تا طرفین بتوانند در مورد آن به توافق برسند؛ از یک سو دولت و سیاست مداران افغانستان می پذیرند که دیدگاه های طالبان به عنوان یک واقعیت سیاسی قابل شنیدن است، اما از سوی دیگر، طالبان و حامیان آنها هم باید درک کنند که برگشت به گذشته دردآور امارت اسلامی، امکان پذیر نیست و مردم طی چندین سال گذشته، هزینه های زیادی برای حاکمیت قانون، تثبیت قانون اساسی، پایه گذاری نهادهای مدنی و نظام جمهوری اسلامی افغانستان پرداخته اند. طبعا این امکان وجود دارد که نقاط مشترک بین دو طرف پیدا شود و در مورد آن، توافق نامه صلح به امضا برسد، اما پیش شرط تمام دست آوردها این است که طرف طالبان آتش بس را بپذیرد و اراده جدی خود را برای حل منازعه افغانستان از طریق گفت وگو و مذاکره به نمایش بگذارد. تا زمانی که هم چنان جنگ و خون در جامعه جریان دارد، مردم افغانستان به سادگی باور نخواهند کرد طالبان آمادگی دارد از طریق گفت وگو و مذاکره مسأئل موجود را حل کند. مسأله مهم این است که طرفین جنگ پای میز گفت وگوهای صلح بنشینند و به جای تحمیل اراده و خواست خود، به اراده و خواست مردم افغانستان احترام بگذارند که قربانیان اصلی این جنگ ها و منازعات طی سال های گذشته بوده اند. سئوال: نقش آمریکا در روند مذاکرات بین الافغانی چه خواهد بود؟ سجادی: بر اساس آن چه نماینده آمریکا به صورت رسمی اعلام کرده، هیچ گونه دستورالعملی تاکنون در ارتباط با مذاکرات بین الافغانی بین آمریکا و طالبان مطرح نشده؛ البته این سیاست اعلامی آن ها بوده، اما آمریکا سیاست غیراعلامی خود را از طریق اعمال نفوذ و لابی با دولت افغانستان دنبال می کند. طبعا زمانی هر نوع دستورالعمل در گفت وگوهای صلح از دید مردم قابل قبول و منطقی خواهد بود که در قدم نخست، طالبان آتش بس اعلام کند و در قدم دوم، دیدگاه مردم افغانستان، که از طرف دولت و احزاب سیاسی مطرح می شود، مورد توجه قرار گیرد. تا زمانی که طالبان بر عدم گفت وگوی مستقیم با دولت افغانستان اصرار ورزد، عملا گفت وگوهای بین الافغانی صورت نخواهد گرفت. هر چند ممکن است گفت وگوهایی همانند نشست های مسکو یا دوحه اتفاق افتد، که افراد و اشخاص در آن حضور داشتند، اما واقعیت این است که دولت افغانستان یک طرف اصلی قضیه است و می تواند به توافق های مذاکرات، ضمانت اجرایی بدهد. به باور من، تا زمانی که افراد و اشخاص و جناح های سیاسی وارد گفت وگوها و مذاکره نشوند، و هم چنین کشورهای دیگر پایبندی طالبان به آتش بس و مفاد گفت وگوها و مذاکرات را تضمین نکنند، هیچ ضمانت اجرایی برای صلح در افغانستان وجود نخواهد داشت. سئوال: اما آمریکایی ها و طالبان بر سر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، حکومت موقت و حتی تغییر قانون اساسی صحبت کرده اند. زلمی خلیل زاد نیز مشخصا گفته که از انتخابات حمایت می کنند، اما صلح اولویت آنها است. تحولات به گونه ای است که گمانه زنی ها در مورد عدم برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و تعویق آن قوت گرفته است، دیدگاه شما چیست؟ سجادی: من فکر می کنم موضع جدی که آمریکایی ها دنبال می کنند، پیش برد جدی گفت وگوهای صلح است و انتخابات، اولویت آن ها نیست؛ هر چند انتخابات، اولویت دولت افغانستان است. چیزی که اهمیت دارد، این که آمریکایی ها در صورتی می توانند به خواست مورد نظر خود (ختم منازعه یا کاهش هزینه های مالی و انسانی در افغانستان) برسند، که توافق با طالبان اولا با توافق و حمایت دولت افغانستان همراه باشد و در ثانی، خواست های مردم افغانستان در آن انعکاس یافته باشد. بنابراین طرح بحث امارت اسلامی یا عبور از نظام جمهوری اسلامی افغانستان چیزی نیست که با خواست مردم سازگاری داشته باشد و یقینا مورد حمایت مردم، احزاب سیاسی و حتی دولت افغانستان قرار نخواهد گرفت. سئوال: ریاست جمهوری و تیم حاکم مصرانه به دنبال برگزاری انتخابات هستند، اما برخی جناح های دیگر، به خصوص حنیف اتمر که از او به عنوان یک شانس جدی برای پیروزی در انتخابات یاد می شد، کارزارهای انتخاباتی خود را متوقف کرده اند. واقعا در پشت پرده تحولات چه می گذرد؟ آیا فضای سیاسی کنونی افغانستان به طرف تعویق برگزاری انتخابات و فراتر از آن، تشکیل دولت موقت می رود؟ سجادی: به نظر من فضای افغانستان در شرایطی نیست که کسی به صورت رسمی در برابر گفت وگوهای صلح قرار بگیرد، اما از نظر افکار عمومی، به تعویق افتادن انتخابات زیاد ناموجه به نظر نمی رسد. من فکر می کنم در صورت آغاز گفت وگوهای بین الافغانی، که ممکن است ظرف چند روز آینده صورت بگیرد، عملا انتخابات به تعویق خواهد افتاد. بی علاقگی نامزدان انتخابات ریاست جمهوری هم حکایت از همین مسأله دارد. این تحلیل، یک تحلیل نسبتا عمومی است که به باور اکثریت، انتخابات در موعد مقرر برگزار نخواهد شد، اما چیزی که برای ما و مردم افغانستان اهمیت دارد، این است که در صورتی از گفت وگوهای صلح استقبال می کنیم، که منجر به آوردن امنیت نسبی و ثبات سیاسی در کشور شود. ولی در عین حال، این نگرانی نیز وجود دارد که این گفت وگوها و همچنین به تعویق افتادن انتخابات، تشکیل دولت موقت و هر چیز دیگر، زمینه های برگشت به گذشته را مهیا بسازد که جدا برای مردم غیرقابل قبول خواهد بود. ما امیدوار هستیم این تلاش ها به گونه ای مدیریت شود که طالبان به یک جریان سیاسی تبدیل شده و خواست خود را از طریق سیاسی در بین مردم پی گیری کند؛ نه از طریق زور، اجبار و ادامه جنگ و خشونت. هم طالبان و هم کشورهای منطقه باید بپذیرند که امکان تحمیل اراده یک جریان سیاسی از طریق جنگ، خشونت، انتحار و انفجار، بر مردم افغانستان امکان پذیر نیست و اگر ممکن می بود، چنین اتفاقی در 17 سال گذشته می افتاد. آمریکایی ها این نقطه را درک می کنند و ما امیدوار هستیم در گفت وگوهای صلح، حقوق اساسی شهروندان و اصل نظام جمهوری اسلامی افغانستان، به عنوان خطوط قرمز مورد توجه قرار بگیرد. هر نوع توافقی که در این چارچوب صورت بگیرد، می تواند قابل قبول باشد. سئوال: نقش پاکستان در روند مذاکرات صلح افغانستان چیست؟ با توجه به سفر عمران خان به آمریکا و مذاکرات دو کشور درباره افغانستان، این موضوع را توضیح دهید؟ سجادی: شرایط دوران جهاد و حتی دوران مقاومت تغییر کرده و امکان سپردن مدیریت تحولات افغانستان به پاکستانی ها وجود ندارد. هر چند پاکستانی ها تلاش می کنند نفوذ گذشته خود را در افغانستان داشته باشند، اما من فکر می کنم سناریویی که امروزه پاکستانی ها در افغانستان دنبال می کنند، متفاوت از آن چیزی است که قبلا در چارچوب عمق استراتژیک نظامیان پاکستان تعقیب می شد. با توجه به نفوذ کشورهای منطقه در افغانستان و نقشی که هر یک از این کشورها در تحولات منطقه ای دارد، من فکر می کنم چنین چیزی امکان پذیر نیست که آمریکایی ها در یک توافق پنهان با پاکستان، مدیریت تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان را به این کشور بسپارد. اما آمریکایی ها تلاش دارند به نوعی پاکستان را هم مدیریت کنند تا از روند کاری آمریکا در افغانستان حمایت کند و سیاست های خود را در این راستا تنظیم کند. تا زمانی که طالبان تهدیدی برای منافع ایالات متحده آمریکا باشد، طبعا مناسبات آمریکا با پاکستان هم عادی نخواهد بود، زیرا پاکستان از نزدیک ترین حامیان طالبان محسوب می شود، اما گفت وگوهای صلح آمریکا با طالبان و تعهد طالبان که تهدیدی نسبت به منافع آمریکا در منطقه نخواهد بود، به نوعی مناسبات آمریکا با پاکستان را هم ترمیم خواهد کرد. شاهد نشست عمران خان با ترامپ بودیم. این دیدار نشان دهنده این است که طرفین تلاش دارند در مدیریت تحولات منطقه به خصوص مسائل افغانستان، با هم سویی و هماهنگی بیشتری گام بردارند. سئوال: درباره تنش های اخیر بین هند و پاکستان بر سر مسأله کشمیر و هشدار در مورد تأثیر منفی آن بر روند صلح افغانستان چه دیدگاهی دارید؟ سجادی: این تنش ها در واقع تیغی دو لبه است؛ از یک طرف می تواند مذاکرات صلح و تحولات افغانستان را تحت تأثیر قرار دهد، اما از طرف دیگر، درگیر شدن و تحت فشار قرار گرفتن پاکستان در قضیه کشمیر، می تواند یک فرصت برای هم سویی بیشتر پاکستانی ها در منطقه و افغانستان باشد. پاکستان هم زمان نمی تواند خود را در کشمیر و افغانستان و یا نقاط مختلف دیگر درگیر منازعه کند؛ بنابراین این مقوله در صورت مدیریت دستگاه دیپلماسی افغانستان، می تواند یک فرصت برای بهره گیری بیشتر در جهت همکاری برای حل منازعه افغانستان باشد. سئوال: آمریکایی ها در حالی که در ماه های اول روند صلح با طالبان حاضر به گفت وگو با قدرت های منطقه ای در مورد افغانستان نبودند، در ماه های اخیر رایزنی های نزدیکی را با روسیه، چین و برخی شرکای اروپایی در مورد روند صلح افغانستان انجام داده اند، هدف آمریکا چیست؟ این کشورها چه نقشی در صلح احتمالی در افغانستان خواهند داشت؟ سجادی: بحران افغانستان دارای ابعاد مختلف منطقه ای و بین المللی است؛ به همین دلیل آمریکا تلاش می کند از طریق ایجاد توافق با کشورهای منطقه، آن ها را نیز در روند صلح افغانستان سهیم سازند، زیرا این واشنگتن می داند در صورت مخالفت این کشورها، روند گفت وگوهای صلح با طالبان به نتیجه نخواهد رسید؛ به همین دلیل آمریکایی ها تلاش می کنند به نوعی همراهی و هماهنگیِ چین و روسیه را در مسأله افغانستان کسب کنند. البته به عقیده من، در صورتی که کشورهای منطقه در مورد یک فرمول منطقی به توافق برسند و اجماع نظر منطقه ای به وجود آید، شانس موفقیت مذاکرات صلح افغانستان افزایش پیدا می کند و از سوی دیگر، تضمین های لازم برای اجرایی شدن توافقات صلح به وجود خواهد آمد. انتهای مطلب/