ایران شرقی 23 ارديبهشت 1397 ساعت 10:23 http://easterniran.com/fa/doc/translate/1363/ -------------------------------------------------- فرصت‌های احتمالی حزب زرداری در انتخابات پاکستان عنوان : نقش «حزب مردم» در انتخابات آینده پاکستان -------------------------------------------------- به نظر میرسد که در ماه‌های آینده، فضای کاری برای حزب مسلم لیگ پاکستان سخت‌تر خواهد شد. ملودرام سیاسی فعلی، چالشی برای قضاوت‌ها است که چه کسی خائن و چه کسی قهرمان است. سیاست‌مداران مختلف نقش‌های مختلفی ایفا کرده‌اند و گفتمان سیاسی را به روش‌های مختلفی شکل داده‌اند، اما نقش آصف علی زرداری رئيس جمهور سابق از مهم‌ترین آنها بوده است. حزب حاکم، یعنی حزب مسلم لیگ پاکستان تحت فشار ثابت و عظیمی قرار گرفته که از چهار سوی کشور و از جانب قدرتمندترین مناطق کشور بر آن اعمال می‌شود. به دلیل غیر قابل پیش بینی بودن روایت‌های ملی و حوادث سیاسی، تحلیل دقیق وقایع آینده دشوار است. متن : ایران شرقی/ به نظر میرسد که در ماه های آینده، همه چیز برای حزب مسلم لیگ پاکستان سخت تر خواهد شد. ملودرام سیاسی فعلی در واقع تخریب کردن و به چالش کشیدن قضاوت های ما است تا بدانیم که چه کسی خائن و چه کسی قهرمان است.سیاست مداران مختلف نقش های مختلفی ایفا کرده اند و گفتمان سیاسی را به روش های مختلف شکل داده اند، اما نقش آصف علی زرداری رئيس جمهور سابق از مهم ترین آنها بوده است. در ضمن حزب حاکم، یعنی حزب مسلم لیگ پاکستان هم تحت فشار ثابت و عظیمی قرار گرفته که از چهار سوی کشور و از جانب قدرتمندترین مناطق کشور بر آن اعمال می شود.هم پیمانان سابق نواز شریف، نخست وزیر سابق و خواجه آصف وزیر امور خارجه، از سوی دادگاه عالی اسلام آباد، برای کل عمر از قدرت برکنار و رد صلاحیت شده اند. رد صلاحیت آنها پیروزی دیگری برای عمران خان محسوب می شد و این رای دادگاه تعجب همگان را برانگیخت. این تصمیم گیری در زمانی اتفاق افتاد که انتخابات عمومی نزدیک است. به دلیل غیر قابل پیش بینی بودن روایت های ملی و حوادث سیاسی، تحلیل دقیق وقایع آینده دشوار است. متاسفانه، خواجه آصف هم به اتهام "ایکاما" و عدم افشاگری حقوق خود که از یک شرکت مستقر در امارات متحده عربی دریافت می کرد؛ رد صلاحیت شد. واقعیت این است که حزب مسلم لیگ هنوز در مرکز پنجاب دارای ریشه های قوی است اما به نظر می رسد وضعیت سیاسی به نفع حزب مسلم لیگ پاکستان نیست. این حزب همچنان قادر خواهد بود با مدیریت صحیح رأی ها را برای خود جمع کند. با این حال، احساسات و واکنش های مردم در پنجاب جنوبی هم یکسان نیستند. اخیرا، چهار عضو دیگر هیئت قانون گذاری ایالتی پنجاب جنوبی حزب را ترک کردند و به حزب جمهوری اتحاد سیاسی جنوبی پنجاب که جدیدا شکل گرفته پیوستند. علاوه بر این، به نظر می رسد که در ماه های آینده هم چالش های حزب مسلم لیگ پاکستان کاهش نخواهد یافت. اما در سیاست، درب های آشتی همیشه باز می ماند. به این دلیل، حزب مسلم لیگ باید راهی میانجی گرانه و میانه رو برای نجات دموکراسی و برای حفظ وجهه خود پیدا کند. احتمال داشت که اعضای رهبری حزب مسلم لیگ پاکستان، به ویژه نواز شریف، با آصف علی زرداری رئیس جمهور سابق و رئیس مشترک(با بلاول)حزب مردم پاکستان دست دهد زیرا نواز بهترین بازیکن "شطرنج سیاسی" است و قاعده مشترک شطرنج هم این است که تا زمان مات شدن سکوت کند و خاموش بماند. با این حال، واقعیت ناخوشایند این است که حزب مسلم لیگ پاکستان این فرصت را از دست داده است. آرامش آقای زرداری برخی از روزنامه نگاران ارشد را نیز گیج و مبهوت می کند؛ زیرا او به طور فعال در جنگ سیاسی فعلی میان حزب مسلم لیگ پاکستان و تحریک انصاف پاکستان شرکت نمی کند. زرداری با مهره های پیاده شطرنج خود به دقت بازی می کند. بنابراین، حزب او مورد علاقه و مطلوب برای تشکیل دولت فدرال است. اما شاید سخن از تشکیل دولت فدرال رویا باشد. بنابر آنچه گفته شد؛ پویایی های فعلی در سیاست ملی را می توان چنین تحلیل کرد:برخی از گروه های جدید سیاسی مذهبی کوچک تلاش می کنند تا از بی ثباتی سیاسی فعلی بهره مند شوند. منابع قابل اعتماد، پیش بینی می کنند که ظهور گروه های بریلوی و شیعه هم بر انتخابات عمومی تأثیر می گذارد. همانطور که می دانیم سیاست های انتخاباتی همیشه بازی اعداد است. حزب مردم پاکستان به شدت بر روی جبهه سیاسی در ایالت سِند کار کرد تا پایگاه حمایتی خود را تقویت کند و امنیت آن را تامین نماید و شاید تقسیم جنبش متحده قومی MQM نیز برای حزب مردم در مناطق شهری ایالت سند مفید باشد. برخی منابع معتبر ادعا می کنند که حزب مردم پاکستان می تواند نسبت به انتخابات عمومی سال 2013 قوی تر عمل کند و این بار برنده 10 کرسی بیشتر از بار قبل در منطقه سند و کراچی باشد. در پنجاب، حزب مردم پاکستان ظاهرا هیچ جایگاهی ندارد اما هنوز، این حزب می تواند حدود 15 کرسی را بگیرد. دستیابی به این رقم ممکن است دشوار باشد اما حزب مردم پاکستان یک استراتژی جامع برای واقعی کردن این رویا دارد. رهبری حزب در حال حاضر افراد قَدرَی را از پنجاب برای مقابله با رقبا انتخاب کرده است و نیز این احتمال وجود دارد که شماری از نامزدهای حزب مردم پاکستان در انتخابات به عنوان نامزد مستقل رقابت کنند و پس از کسب پیروزی به حزب بپیوندند. در خیبرپختونخواه و بلوچستان نیز، حزب مردم پاکستان این ظرفیت بالقوه را دارد که هفت تا هشت کرسی از هر دو ایالت را به دست آورد. اگر این اعداد را به دقت محاسبه کنید، خواهید دید که حزب مردم پاکستان می تواند با کمک اعضای مستقل و احزاب سیاسی کوچک یک دولت دولت فدرال و دولت ایالتی سند را تشکیل دهد و یا حتی در بدترین سناریوی ممکن، حزب مردم پاکستان می تواند با حزب برنده اتحاد برقرار کند و به شریک تازه آن تبدیل شود. حزب مردم پاکستان مطمئنا و به راحتی می تواند دولت ایالتی سند را تشکیل دهد که البته به نفع آیندۀ سیاسی حزب مردم پاکستان نیست که در یک ایالت درگیر و حبس شود.حزب مردم پاکستان می تواند به حدود 65 تا از 75 کرسی مجمع ملی پاکستان نائل شود که در واقع تعداد خوبی است.پنجاب در حال حاضر دارای 141 کرسی عمومی است. اگر به طور دقیق تجزیه و تحلیل کنیم، تحریک انصاف پاکستان، رقیب قدیمی حزب مسلم لیگ پاکستان در پنجاب، به شدت بر این ایالت تمرکز دارد.گروه های جدید و نوظهور مانند اتحاد جمهوری پنجاب جنوبی می توانند تعداد زیادی کرسی را به دست آورند. برخی از گروه های جدید با داشتن تعداد زیادی از افراد قدرتمند سیاسی پتانسیل ایجاد آشفتگی را دارند. اگر بر این اساس نتیجه گیری کنیم، حزب مسلم لیگ پاکستان و تحریک انصاف پاکستان احتمالا در وضعیت ایده آل بیشتر از 47 تا 50 کرسی مجمع ملی پاکستان را نمی توانند بگیرند. علاوه بر این، تحریک انصاف پاکستان بیش از 10 کرسی حزب مجمع ملی پاکستان را در خیبر پختونخواه و بلوچستان (به طور مشترک) صاحب نخواهد شد. به همین ترتیب، تعداد کرسی های حزب مسلم لیگ پاکستان در همین دو ایالت نیز کم و بیش مشابه خواهد بود. دلیل این مسئله تقویت و احیای احتمالی مجلس متحده عمل MMA و جمعیت علمای اسلام است و همه ما به خوبی می دانیم، جمعیت علمای اسلام همیشه بخشی از حزب برنده است. به این ترتیب، حزب مردم پاکستان شانس و فرصتی برای ایجاد آشفتگی و معادلات سیاسی قابل توجه دارد؛ زیرا نامزدهای مستقل پنجاب و مناطق قبایلی FATA هم ترجیح می دهند که به حزب برنده بپیوندند. در این روایت سیاسی، حزب مردم پاکستان فرصتی آشکار برای ایجاد یک دولت ایالتی در سند و حتی در پنجاب و بلوچستان را نیز دارد. تحریک انصاف پاکستان شاید می توانست جایگزین حزب مردم پاکستان در پنجاب شود اما به نظر می رسد این امر هنوز هم امکان پذیر نیست. در حالی که سیاست های تهاجمی تحریک انصاف پاکستان می توانست یک تفاوت ایجاد کند، اما این بار هم برای تحریک انصاف پاکستان می تواند مشکل باشد که با دیگر احزاب مهم اتحاد تشکیل دهد و برای آن غیرممکن خواهد بود که حتی در خیبر پختونخواه دولت مستقل شکل دهد. در جایی که مردم به سابقه اجرایی و عملکرد رای می دهند،این موضوع می تواند یک ضربه جدی به بدنه حزب حاکم ایالت وارد کند و نمی توان گفت که عملکرد تحریک انصاف پاکستان در ایالت خیبرپختونخواه بالاتر و بهتر از حد میانگین بوده است. درگیری های داخلی تحریک انصاف پاکستان و استراتژی انتخاباتی آن نیز بر روند سیاسی این حزب تأثیر منفی گذاشت زیرا این حزب تنها بر روی پنجاب تمرکز می کند. دولت ایالتی خیبر پختونخواه هم به همین شکل عمل کرد و بخش های جنوبی ایالت را نادیده گرفت. بنابراین، وضعیت برای هر دو حزب ایده آل نیست. حزب ملی عوامی ANP نیز این قابلیت را دارد که به دلیل اقدامات جنبش "پختون تحفظ"(حفاظت از پشتون های "منظور پشتین"(رهبر اعتراض های اخیر پشتون ها )، که احساسات ملی گرایانه را در کمربند پختون احیا می کند، دوباره ظهور کند. اما برخی از گروه های جدید سیاسی مذهبی کوچک هم در تلاش هستند تا از بی ثباتی سیاسی فعلی بهره ببرند. طبق پیش بینی منابع قابل اعتماد ظهور گروه های بریلوی و گروه های شیعه می تواند بر نتایج انتخابات عمومی اثر بگذارد. ممکن است با فرضیه های فوق اختلاف نظر داشته باشید، اما به یاد داشته باشید که تجزیه و تحلیل همیشه بر اساس فرضیه ها شکل می گیرد. برای مثال، در چند ماه گذشته شایعاتی قوی در مورد ایجاد موانع و مشکلات بر سر راه حزب مسلم لیگ پاکستان وجود داشت و بنابراین برخی از تحلیلگران هنوز هم به این گونه شایعات اهمیت می دهند. نکته جالب توجه این است که ما همیشه از سیاست مدارانی که احزاب خود را تغییر می دهند، ترسیده ایم، اما از نظر قانون اساسی و به لحاظ دموکراتیک، هر فرد مجاز است وفاداری خود را به یک حزب تغییر دهد و یا حزب خود را تشکیل دهد. این مسئله به دموکراسی آسیب نمی رساند. این واقعیت است که هر حزبی نیاز به کاندیداهایی با قابلیت برای انتخاب شدن دارد تا توانایی پیروزی در انتخابات را داشته باشند.به عنوان آخرین نکته که البته نکته ای حائز اهمیت است، باید گفت که بلوچستان ایالتی است که در آنجا اولیای امور و سران قدرت؛ نفوذ سری و مخفی دارند. به عنوان مثال، یک افسر ارتش با رتبه سرتیپی می تواند تصمیمی مهم بگیرد و سرنوشت سیاسی بزرگترین ایالت کشور را تعیین کند. این نوع عملکرد باید ممنوع شود و به نمایندگان واقعی ایالت باید فرصت نفوذ و کنترل بر اوضاع داده شود. ما شاهد بدترین نوع عملکرد در این ایالت بوده ایم؛ جایی که در حال حاضر سومین وزیر مهم کشور در حال انجام خدمت و به اتمام رساندن دوره 5 ساله وظایف خود می باشد. در حال حاضر، آمار حاکی از آن است که 104 حزب در کمیسیون انتخابات پاکستان ثبت نام شده اند، اما بازیگران اصلی و قدرتمند سیاسی اند کند. در دموکراسی چند حزبی، هر حزب باید حق اظهار نظر و تصمیم گیری داشته باشد یا حتی قادر باشد به مسائل افراد عادی جامعه پرداخته و آنها را برجسته تر(پررنگ تر) جلوه دهد، اما این امور در پاکستان کاملا متفاوت است. علاوه بر این، مانیفست های احزاب سیاسی به زباله های کاغذی تبدیل شده اند و تنها چند خانواده در حال حکمرانی بر سیاست گذاری کشور هستند و جریان اصلی امور را در دست دارند. نکته سوم راجع به تقاضاها برای تشکیل یک دولت ملی، دولت موقت بلندمدت یا دولت تکنوکرات از جانب "تحلیلگران پنهان" است که سردرگمی هایی ایجاد کرده است. اینها مانند موشک های به هدف نخورده هستند که مشکلاتی بر سر راه گفتمان سیاسی ملی ایجاد می کنند. چند روز پیش یک دستیار استاد دانشگاه از دانشکده دفاع ملی پاکستان بدون نشان دادن هیچ گونه مدرک و سندی مدعی شد که سازمان اطلاعات هند RAW به "پشتون تحفظ تحریک" کمک مالی می رساند. این واقعا شوخی بدی است. در عین حال، ما باید در مقابل این نوع منتقدان سخن چین نیز هوشیار و آگاه باشیم. انتهای مطلب/ آنچه در این متن آمده به معنای تأیید محتوای آن از سویموسسه ایران شرقی نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران و منابع مختلف منتشر شده است