ایران شرقی 22 خرداد 1397 ساعت 10:52 http://easterniran.com/fa/doc/interview/1427/ -------------------------------------------------- مصاحبه با استاد دانشگاه آلماتی قزاقستان عنوان : نظری بر راهبردهای سیاست خارجی ازبکستانِ امروز (بخش اول) -------------------------------------------------- متن : ایران شرقی/ نزدیک به 2 سال از روی کارآمدن تفکر تازه در ازبکستانِ پس از کریم اف می گذرد. در این مدت، برخلاف انتظارات که میرضیایف میراث دار رئیس جمهوری سابق خواهد بود، تحولاتی عظیم و بعضا شگرف انجام گرفت که می تواند بر تحلیل روند اتفاقات و آینده امنیت و سیاست منطقه تاثیرگذار باشد. تغییر در سیاست منطقه ای تاشکند و به طبع آن، جهت گیری آینده تصمیمات فرامنطقه ای ازبکستان بعنوان یکی از مهمترین کشورهای منطقه آسیای مرکزی، موسسه مطالعات ایران شرقی را بر آن داشت با طراحی و ارائه مجموعه سوالاتی پیرامون چشم اندازها، اولویت و ابزارهای ازبکستان و همچنین مراجع تعیین کنندگی تصمیمات کلان حوزه سیاست خارجی تاشکند، به جمع بندی ای از نقطه نظرات کارشناسان پژوهشگر و متخصص در حوزه مسائل سیاسی آسیای مرکزی حاضر در منطقه بپردازد. همچنانکه نظر ایشان را راجع به چرایی دوری و عدم بازیگری تهران در تحولات اخیر و حوزه های احتمالی همکاری ایران و ازبکستان جویا شدیم که در ادامه اولین قسمت آن از نظر می گذرد. در این قسمت، اظهارات پروفسور رستم بورناشف پژوهشگر و استاد دانشگاه مشترک آلمانی-قزاقی دانشگاه آلماتی قزاقستان را باهم می خوانیم. ایران شرقی: با روی کار آمدن شوکت میرضیایف، ازبکستان با برخی کشورها روابط خصوصی برقرار کرده است. چگونه می توان چشم اندازها و سطح اقدامات فعال در سیاست خارجه تاشکند را ارزیابی کرد؟ رستم بورناشف: بدون شک، سیاست خارجه شوکت میرضیایف، رئیس جمهور ازبکستان ممکن است - به ویژه در سطح منطقه ای- بیش از این نیز، فعال شود. از فوریه سال 2017 (زمان تصویب "استراتژی اقدامات براساس پنج جهت گیری مهم توسعه ازبکستان برای سال های 2021-2017)، ایجاد "کمربند امنیت، ثبات و حسن همجواری" در اطراف ازبکستان به یکی از شاخه های سیاست خارجی تبدیل شده است. تا مارس سال 2018 شوکت میرضیایف نشست های دوجانبه با رهبران تمام کشورهایی که دارای مرزهای مشترک با ازبکستان هستند افغانستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان برگزار می کرد و آغاز کننده دو انجمن چندجانبه نشست مشورتی رهبران کشورهای آسیای مرکزی که در مارس سال 2018 در آستانه برگزار شد و کنفرانس بین المللی سطح عالی پیرامون امنیت در افغانستان که در مارس سال 2018 در تاشکند برگزار شد بود. در جریان نشست های دوجانبه و چندجانبه، آمادگی ازبکستان برای حل و فصل موثر مشکلات با همسایگان قرقیزستان و تاجیکستان و تقویت همکاری های دوجانبه و چندجانبه به وضوح نشان داده شد. در حال حاضر، ازبکستان برای همکاری و از بین بردن ساده ترین، اما مهم ترین مشکلات و مسائل اعلام آمادگی کرده است. در این راستا، امضای قرارداد مربوط به مرز ازبکستان- قرقیزستان بین این دو کشور به طور گسترده تشریح شد. با این حال، این قرارداد تنها شامل مناطقی می شود که مشکل ساز نباشند. به عبارت دیگر، این تفاهم نامه مشکلات موجود در تعیین نهایی حدود مرزی بین دو کشور را به طور کامل از بین نمی برد. مسئله مربوط به ساخت راه آهن متصل کننده چین و ازبکستان از طریق قرقیزستان هم هنوز حل و فصل نشده است. در عین حال، مشکلات مذکور بیشتر توسط طرف قرقیزی ایجاد می شوند تا طرف ازبکی. روابط بین ازبکستان و تاجیکستان هم ، وضعیت مشابهی دارند: برخی مسائل تعامل اجتماعی-انسان دوستانه دو کشور از جمله ساده سازی کنترل پاسپورت و گمرک در مرز، گسترش ایستگاه های بازرسی، معرفی رژیم لغو ویزای 30 روزه - حل و فصل شده اند. با این حال، مسائل بینادی تر روابط بین دولتی مرتبط با بخش آب و انرژی هنوز به قوت خود باقی مانده اند. در حال حاضر، پس زمینه منطقه ای سیاست خارجه ازبکستان تحت تاثیر عوامل زیر به طور جدی در حال تغییر است: -افزایش حضور چین در آسیای مرکزی در چارچوب اجرای طرح "یک کمربند-یک جاده" که در صورت حفظ سیاست انزواطلبی ازبکستان ممکن است آن را فراتر از چارچوب طرح های زیرساختی فرامنطقه ای ببرد. -بستن بازارهای سنتی فروش کالا برای ازبکستان در راستای ایجاد اتحادیه گمرکی روسیه، بلاروس و قزاقستان و سپس اتحادیه اقتصادی اوراسیا؛ -بحران اقتصادی و مالی جدی در روسیه و قزاقستان و همچنین افزایش علاقه روسیه به محصولات ازبکستان در راستای رژیم تحریم های اعمال شده علیه روسیه؛ عدم واکنش به این چالش ها برای ازبکستان به معنای امتناع از مدرنیزه سازی کشور و ورود به حاشیه فرآیندهای بین المللی و منطقه ای است. بدین ترتیب، می توان گفت که ازبکستان جهت گیری تغییر سیاست خارجه خود را مشخص کرده است، اما این مسئله که این تغییر تا چه اندازه سیستماتیک است، باقی مانده و جواب به این سوال نه تنها به ازبکستان، بلکه به شرکای آن در منطقه بستگی دارد. ایران شرقی: روابط با کشورهای آسیای مرکزی در دو سال اخیر جزو اولویت های اصلی سیاست خارجی ازبکستان بوده است. در اینجا کدام عوامل تعیین کننده هستند؟ رستم بورناشف: در راستای طرح های چین و روسیه، ریسک کشیده شدن ازبکستان به حاشیه فرآیندهای اقتصادی در منطقه با از دست دادن اهمیت و نفوذ اقتصادی و سیاسی آشکار شد. عامل دوم از نظر من، سیاست خارجه هر کشور عملکرد وضعیت بین المللی آن است. به طور عینی پتانسیل ازبکستان محدود است. ازبکستان در روابط بین المللی مدرن یک کشور کوچک است که نفوذش ممکن است بیشتر ماهیت منطقه ای داشته باشد. میرضیایف هم مانند اسلام کریم اف به این موضوع پی برده است. بنابراین، سطح منطقه ای سیاست خارجی همیشه برای ازبکستان در اولویت بوده و در حال حاضر هم این گونه است. در اینجا تداوم سیاست خارجی دو رئیس جمهور مشاهده می شود. با این حال، ما می بینیم که مکانیسم های اجرای سیاست منطقه ای در حال تغییر هستند. تنها تفاوت اصلی این است که ازبکستان از ساختارهای ایدئولوژیک سال های 2000-1990 دور شده است: بدین ترتیب که دیگر بر مسائل امنیتی تاکید نشده و آسیای مرکزی یک منطقه تغییر ناپذیر در نظر گرفته نمی شود. در حال حاضر، می توان گفت که ازبکستان سیاست منطقه ای خود را بیشتر در منطقه ازبکستان طراحی می کند تا آسیای مرکزی. یعنی در واقع ازبکستان از اجرای سیاست منطقه ای در چارچوب روش های رسمی پیشین (آسیای مرکزی متشکل از 5 جمهوری پساشوروی) به سیاست منطقه ای عمل گراتر تشکیل منطقه براساس تعاملات و همکاری های کشورها منتقل می شود. به عبارت دیگر، ازبکستان به منطقه گرایی عملی منطقه گرایی که براساس تعامل واقعی بوجود امده است منتقل می شود. بنابراین، این نوع "آسیای مرکزی" یا "منطقه ازبکستان" باید شامل افغانستان هم بشود. در کنفرانس ماه مارس در تاشکند به این موضوع اشاره شد. عامل سوم: وضعیت اقتصادی و اجتماعی در ازبکستان است. متخصصان از مدتها قبل یعنی از اوایل سال های 2000 به وضعیت بحرانی این بخش ها اشاره کرده اند. شوکت میرضیایف هم در جریان سفرش به اندیجان در روزهای 20-19 ماه می به این امر اشاره کرد. به گفته وی، اقتصاد کشور در وضعیت دشواری قرار داشته و مستلزم تغییرات اساسی برای اصلاحات داخلی و ورود به سطح منطقه ای است. به طور خلاصه می توان گفت که دلیل اصلی تشدید فعالیت ازبکستان در سطح منطقه ای ، منافع دولتی است. ایران شرقی: مهم ترین عوامل در اتخاذ تصمیمات سیاسی خارجی تاشکند کدامند؟ رستم بورناشف: سیاست خارجی همیشه ادامه سیاست داخلی است. سیاست کشورهای مدرن باید در جهت تحقق منافع دولتی - توجه به مردم (رفاه اقتصادی، امنیت فیزیکی و امنیت اخلاقی آنها) و حمایت از باور مشترک در مورد ضرورت حفظ دولت - باشد. در زمان ریاست جمهوری کریم اف بخش دوم "منافع دولتی" به طور فعال پیش می رفت، اما در حال حاضر، با روی کار آمدن میرضیایف تقویت نفوذ بخش اول یعنی توجه به مردم در سیاست خارجه ازبکستان مشاهده می شود. با این حال، باید اعتراف کرد ازبکستان همچنان یک کشور ضعیف است که در آن گروه های خاص نفوذ که منافع خود را به منافع دولتی ترجیح می دهند، از قدرت بالایی برخوردارند. در نیمه دوم دهه 90 اسلام کریم اف اقدامات شدیدی را علیه گروه های سنتی و قدیمی خویشاوندی موجود در کشور، آغاز کرد. در نتیجه این اقدام، نفوذ این گروه ها به حداقل رسید، اما متاسفانه گروه های کاربردی ایجاد شده براساس روابط حامی-مشتری جایگزین آنها شدند. در عین حال، ایجاد تفرقه و پراکندگی میان مردم کشور هم ادامه داشت. منظور من از گروه های نفوذ، هم گروه های قبیله ای-بروکراتیک و هم گروه های قومی،مذهبی و حتی اجتماعی-اقتصادی و ایدئولوژیک است. مباحث صورت گرفته در ازبکستان در آستانه آزادسازی سیاست ارز در سپتامبر سال 2017 و تلاش برای جلوگیری از این آزادسازی یا مباحث مربوط به اصلاحات مالیاتی و تلاش برای جلوگیری از اصلاح مدل مالیاتی بی تاثیر، گویای این امر هستند. بدین ترتیب، در ازبکستان همچنان ریسک جدی جایگزینی منافع گروهی به جای منافع دولتی در اجرای سیاست داخلی و خارجی وجود دارد. ایران شرقی: چرا در دوران پیچیدگی روابط بین روسیه و آمریکا، تاشکند قصد دارد روابط جدید و فعال تری با واشنگتن (از جمله همکاری نظامی- فنی) برقرار کند؟ اهداف برنامه مدرنیزه سازی نظامی ازبکستان کدامند؟ رستم بورناشف: من قصد ندارم روابط ازبکستان با امریکا را با اختلافات موجود بین امریکا و روسیه مرتبط بدانم. هم آمریکا و هم ازبکستان سعی دارند مشکلات نسبتا محدود خود را در چارچوب روابط دوجانبه حل و فصل کنند. این همکاری برای امریکا به منزله پایداری عملکرد شبکه ترانزیت شمالی است که نیروهای مسلح ناتو در افغانستان را تجهیز می کند و برای ازبکستان به منزله فرصتی برای دسترسی به فناوری های عالی در حوزه نفت و گاز و حوزه انرژی و همچنین دستیابی به سرمایه گذاری های شرکت های آمریکایی است. در حال حاضر، ازبکستان سعی دارد روابط با آمریکا را از حوزه بیانیه های سیاسی به پروژه های خاص منتقل کند. در جریان سفر میرضیایف به آمریکا در می سال 2018 طرح پنج ساله همکاری نظامی به امضا رسید. اگرچه محتوای این سند منتشر نشده است، اما براساس داده های غیر مستقیم و تجزیه و تحلیل سیاست امنیتی آمریکا در آسیای مرکزی و تاریخ روابط متقابل دو کشور ، می توان گفت که این طرح، تحول موضع ازبکستان در مسائل امنیتی را در نظر ندارد (به استثناء دفاع از حقوق بشر و آزادی های بنیادی). درباره سوال دوم باید بدانید که "مدرنیزه سازی نظامی" دارای چندین مولفه است. نیروهای مسلح ازبکستان از لحاظ تامین تسلیحات و تجهیزات نظامی نیازی به مدرنیزه سازی رادیکال ندارند چرا که اقدامات اصلی در این راستا در سال های 2000 انجام شده و بنابراین نیازی به تغییر اساسی سیستم ساخت و ساز نظامی نیست. با این حال، مدرنیزه سازی نیروهای مسلح از منظر هماهنگی با مدرنیزه سازی کلی ازبکستان ضرورت دارد. بخصوص که ازبکستان ساختارهای وزارت دفاع و دیگر وزارت خانه ها و سازمان های امنیتی را جزو نیروهای مسلح در نظر می گیرد. در ژانویه امسال، سومین دکترین نظامی جدید ازبکستان به تصویب رسید و وظایف سرویس امنیت ملی (در حال حاضر، سرویس امنیت دولتی) و دیگر ساختارهای امنیت شروع به تغییر کردند. هدف این تحولات (اگر به نتیجه منطقی برسد) تطابق وظایف ساختارهای امنیتی با درک جدید از وضعیت منطقه و دیدگاه جدید ازبکستان به عنوان یک کشور مدرنیته است. ایران شرقی: ایران چه جایگاهی در سیاست خارجه ازبکستان در حوزه همکاری منطقه ای دارد؟ چرا تهران جزو اولویت های سیاست خارجه تاشکند نیست؟ چه زمان در روابط ازبکستان با دیگر بازیگران منطقه ای تغییرات جدی روی می دهد؟ رستم بورناشف: ازبکستان یک کشور کوچک است که نفوذ سیاسی خارجی اش به طور جدی به پتانسیل عینی اش محدود است. درگیری روابط غرب و ایران دومین عامل محدود کننده روابط ازبکستان-ایران است. ازبکستان نمی تواند این را در نظر نگیرد. با این وجود، در حال حاضر، می توان همکاری ازبکستان و ایران را نسبتا توسعه یافته در نظر گرفت چرا که: -کمیسیون بین دولتی همکاری تجاری-اقتصادی و علمی-فنی بین ازبکستان و ایران فعالیت دارد؛ -خانه تجاری ازبکستان- ایران از آوریل سال 2018 مشغول فعالیت است؛ -اسناد مربوط به تحویل محصولات صنایع سبک و محصولات کشاورزی هنوز اعتبار دارند. بین دو کشور یک تفاهم نامه پیرامون تاسیس شورای کاری ایران- ازبکستان با مشارکت اتاق های بازرگانی-صنعتی ازبکستان و ایران با هدف توسعه شراکت بین کسب و کارهای کوچک و متوسط دو کشور وجود دارد. با این حال، همکاری در حوزه حمل و نقل همچنان هدف کلیدی روابط ایران- ازبکستان باقی مانده است که شامل: -بهینه سازی تعرفه های گمرکی با توجه به ساختارهای صادراتی دو کشور؛ -ایجاد کریدورهای حمل و نقل ازبکستان- ترکمنستان- ایران- عمان، چین- قزاقستان- ازبکستان--ترکمنستان- ایران و کریدور ترانس افغان (حیرتان- مزار شریف- هرات- خواف) بدین ترتیب، ازبکستان در حال حاضر، ایران را همچنان یکی از کانال های ترانزیتی ممکن برای دسترسی به بازارهای جهانی می داند. ازبکستان به اجرای هر چه سریعتر پروژه های کریدورهای حمل و نقل علاقمند است، با این حال، حل و فصل این مسئله تا حد زیادی به نیروهای خارجی هم از نظر تامین مالی و هم از نظر مولفه سیاسی اجرای آنها بستگی دارد. در این راستا، کریدور ترانس افغان گویاترین نمونه است. ایران شرقی: حوزه های احتمالی همکاری ایران و ازبکستان کدامند؟ رستم بورناشف: از نظر من، در حال حاضر، ازبکستان نسبت به توسعه تعامل با ایران به ویژه با توجه به وخامت روابط امریکا-ایران و نامشخص بودن اجرای برجام، محتاطانه عمل می کند. با این وجود، می توان گفت که در حال حاضر، یک سری جهت گیری های امیدوار کننده همکاری فراتر از حوزه های سنتی از جمله همکاری در حوزه فناوری های عالی وجود دارند. ازبکستان ممکن است به: صدور محصولات خودروی خود افتتاح نمایندگی هلدینگ شرکت UzAutoSanoat در ایران؛ تعمیر و نگهداری از تجهیزات هوایی براساس شرکت هواپیمایی Uzbekistan Airways Technics؛ تبادل فناوری ها در حوزه کشاورزی و مدیریت منابع آبی؛ برگزاری نمایشگاه های محصولات صنعتی، افزایش آگاهی کارآفرینان دو کشور از نیازها و امکانات شرکای بالقوه آنها، علاقمند شود. برخی دیگر از حوزه های احتمالی همکاری آنها عبارتند از: آماده سازی کادرها (آموزش دانشجویان ایرانی، کارشناسان ارشد و دکترها در موسسات آموزش عالی ازبکستان، اعزام کارشناسان ازبک برای آموزش در دانشگاه های ایران و مراکز تحقیقاتی)؛ انجام تحقیقات علمی مانند ایجاد مرکز تحقیقاتی مشترک مطالعه تاریخ و فرهنگ کشورهای آسیای مرکزی و ایران؛ آغاز یک پروژه علمی مناسب براساس ساختارهای تحقیقاتی موجود و برگزاری کنفرانس های مشترک؛ توسعه گردشگری از جمله ایجاد موسسات مشترک مناسب؛ سازمان دهی مراکز فرهنگی-اطلاعاتی و مراکز آموزش زبان. پایان.