ایران شرقی 5 اسفند 1396 ساعت 10:12 http://easterniran.com/fa/doc/analysis/1257/ -------------------------------------------------- راهبرد ازبکستان عنوان : سودای پیشگامی در آسیای مرکزی با ابزار افغانستان -------------------------------------------------- متن : ایران شرقی/ بازدید اخیر عبدالعزیز کامل اف وزیر امور خارجه ازبکستان از ایران، هند و پاکستان را می توان آغاز تشدید اقدامات سیاست خارجی تاشکند در رابطه به مسائل منطقه ای عنوان کرد. به صورت طبیعی در مذاکرات کامل اف با مقامات کشورهای یادشده، مسائل مربوط به توسعه روابط دوجانبه تاشکند با تهران، دهلی و اسلام آباد مورد بحث و بررسی قرار گرفت ولی هدف اصلی وزیر امور خارجه ازبکستان جلب موافقت این کشورها برای همکاری در مورد کنفرانس بین المللی افغانستان تحت عنوان روند صلح، همکاری های امنیتی و تعاملات منطقه ای بود که با حمایت سازمان ملل متحد در هفته های آینده در تاشکند برگزار خواهد شد. ازبکستان در رابطه با این کنفرانس حداقل دو هدف را دنبال می کند: ابتدا اینکه ابتکار عمل در رابطه با حل بحران افغانستان باید منجر به وضعیت جدید و ارتقاء جایگاه ازبکستان در منطقه شود. تاشکند طی سال های اخیر، در سیاست های منطقه ای عملا نقشی غیر فعال داشت. اکنون رهبری جدید ازبکستان به طور صریح تمایل خود را برای پیشگامی منطقه ای در آسیای مرکزی به نمایش می گذارد. تاکنون از کشورهای منطقه، تنها قزاقستان مدعی جدی ایفای نقش بازیگر بین المللی بوده و در این راستا اقدام به سازماندهی مذاکرات بین گروه های سوری کرده و همچنین آمادگی خود را برای میانجیگری در بحران اوکراین و قره باغ نیز اعلام داشته است. چنانچه ابتکار عمل تاشکند در رابطه به افغانستان به موفقیت دست یابد، آستانه باید اعتراف کند که انحصارش در این زمینه ها به پایان رسیده است. هدف دیگر این است که ازبکستان با توجه به تغییر و تحول در حال انجام در بخش های اقتصادی و تا حدودی سیاسی، نیازمند تنوع بخشی مسیرهای دستیابی به بازارهای خارجی و همچنین جذب سرمایه گذاری خارجی است. ارتقاء وجهه بین المللی کشور باید روی فضای سرمایه گذاری آن نیز تأثیر مثبت بگذارد. ایران، هند و پاکستان به عنوان کشورهای مرتبط با افغانستان، دارای جایگاه قابل توجهی در بحث خطوط ارتباطاتی و از جمله انتقال کالا می باشند. با این حال، بسیاری از شرکت کنندگان کنفرانس تاشکند احتمالا ملزم به اجرای نقش هایی خواهند بود که از قبل برای آنها در نظر گرفته شده است. نکته بعدی اینکه تاشکند همزمان با دنبال کردن اهداف خود از برگزاری کنفرانس افغانستان، به طور مستقیم یا غیرمستقیم برآورده شدن منافع منطقه ای آمریکا را نیز مد نظر دارد. این احتمال وجود دارد که دنبال شدن روند مذاکرات افغانستان به ابتکار تاشکند و تحت حمایت سازمان ملل متحد، نسخه جدید و به روز شده ابتکار ترکمنستان برای برگزاری مذاکرات صلح بین دولت افغانستان و طالبان باشد که در سال 2017 پیگیری شد. حتی اگر این فرآیند (اقدامات تاشکند و عشق آباد در خصوص مذاکرات افغانستان) به طور موازی هم پیگیری شود، باز هم واضح است که با یکدیگر مرتبط می باشند. رایزنی های دوجانبه در ماه های اخیر بین کابل و تاشکند و همچنین کابل و عشق آباد نیز این موضوع را تائید می کند. ابتکار تاشکند همچنین مغایر با تماس های بین قزاقستان و آمریکا در مورد افغانستان که در سفر اخیر نورسلطان نظربایف به آمریکا نیز دنبال شد، نخواهد بود. در مجموع تحرکات اخیر آمریکا در منطقه و از جمله پیگیری بحث افغانستان با نقش کشورهای آسیای مرکزی را می توان بخش جدیدی از پروژه آمریکایی 5+1 (پنج کشور منطقه و آمریکا) دانست که نسخه جدید طرح آسیای مرکزی بزرگ می باشد. بعید به نظر می رسد که آمریکا به روسیه، ایران و چین (و همچنین پاکستانِ فعلا گرفتار تردید در سیاست خارجی خود) به عنوان مخالفان ژئوپلیتیکی خود در منطقه اجازه دهد تا روی تصمیم گیری های مهم در چهارچوب این پروژه ؛ نفوذ و تاثیرگذاری خاصی داشته باشند. در عین حال تحت حمایت سازمان ملل متحد قرار گرفتن کنفرانس ؛ منجر به محدود شدن فعالیت های مستقل این کشورها در مورد افغانستان نیز خواهد شد. این واقعیت که سیاست خارجی کابل توسط واشنگتن مدیریت می شود، جایی برای شک و تردید در این زمینه باقی نمی گذارد. کابل در حالی از ابتکار تاشکند به طور گرم استقبال می کند که در چند ماه پیش در برابر اقدامات مسکو برای برگزاری مذاکرات صلح افغانستان رفتار سرد از خود نشان داده بود. با توجه به نقش آمریکا در موضوع کنفرانس بین المللی تاشکند، می توان گفت که دعوت از مسکو، تهران و پکن در آن بیشتر تشریفاتی خواهد بود.