ایران شرقی 14 فروردين 1397 ساعت 12:19 http://easterniran.com/fa/doc/translate/1303/ -------------------------------------------------- روندهای کلان جهانی و آسیای مرکزی عنوان : مروری بر سیاست اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی -------------------------------------------------- متن : ایران شرقی/ آسیای مرکزی در قرن 19 به عرصه مبارزه ژئوپلتیک برای قدرت های بزرگ تبدیل شد. غنی ترین منابع، موقعیت استراتژیک در تقاطع مهم ترین مسیرهای تجاری و تنوع اقوام ساکن آن موجب جذب استعمارگران غربی شده بود. اما دوره جدید در مبارزه بر سر نفوذ در آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی آغاز شد. کشورهای آسیای مرکزی همانند دیگر جمهوری های سابق شوروی در اوایل دهه 90 با شبکه ای از قراردادهای مربوط به شراکت و همکاری با اتحادیه اروپا مواجه شدند. پس از دیپلمات ها، سازندگان مختلف دموکراسی وارد قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان تاجیکستان شدند. حتی ترکمنستان بسته هم از دید و توجه اروپایی هایی که بدنبال نفت و گاز هستند دور نماند. دسترسی مستقیم به منابع انرژی خزر و آسیای مرکزی سنگ بنای منافع اروپا در منطقه است. در حال حاضر، شرکت های Shell (هلند)، Total Fina Elf و Schlumberger (فرانسه)، ENI и Agip (ایتالیا)، British Petroleum و Lasmo (بریتانیا)، REPSOL (اسپانیا)، Wintershall (آلمان)، Petrom (رومانی) و Statoil (نروژ) در استخراج نفت و گاز آسیای مرکزی حضور دارند. یکی دیگر از دلایل علاقه اروپا به توسعه روابط با آسیای مرکزی، حمل و نقل کالاها بین اروپا و چین است. در دهه اخیر، همکاری در حوزه تامین امنیت در اولویت قرار گرفته است. در حالی که آمریکا با خیال راحت دست روی دست گذاشته، اروپا همانند آسیای مرکزی از عواقب ایجاد "قوس بی ثباتی" در اوراسیا رنج می برد. اتحادیه اروپا، مدتهاست که در مسیر سیاست کلی جامعه آتلانتیک در رابطه با منطقه شوروی سابق قرار گرفته است، بنابراین اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی تا حد زیادی سیاست آمریکا را تکرار می کند. هدف اصلی اتحادیه اروپا کنار زدن روسیه و رقابت با چین است. در این پس زمینه باید طرح های اروپایی INOGATE و TRACEKA که با پروژه جاده ابریشم چین رقابت می کنند را در نظر گرفت. به گزارش مرکز تحلیلی-خبری "اروپا-آسیای مرکزی" اروپا، سند جدید اتحادیه اروپا در زمینه برنامه های روسیه، چین و آمریکا در منطقه تاثرانگیز است. به عنوان مثال، آمریکا با کشورهای آسیای مرکزی در قالب 1+5 همکاری می کند، روسیه از طریق قراردادهای دوجانبه، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان امنیت جمعی با کشورهای آسیای مرکزی در ارتباط است و چین به طور فعال از طریق طرح "یک کمربند-یک جاده" در توسعه منطقه سرمایه گذاری می کند. علاقه متقابل به توسعه همکاری از دو طرف وجود دارد. 23-22 فوریه در آستانه کنفرانس "25 سالگی روابط اتحادیه اروپا-آسیای مرکزی: از گذشته تا آینده" که بیش از 150 شرکت کننده، از جمله کارمندان دولتی، نمایندگان دیپلماتیک، رهبران افکار عمومی، کارشناسان بین المللی، جامعه مدنی، انجمن کسب و کار، سازمان های بین المللی و رسانه ها در آن گرد آمدند، برگزار شد. در جریان این کنفرانس بوریان، نمایند ویژه اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی اظهار داشت که "آسیای مرکزی یک بازار بسیار جالب با پتانسیل رو به رشد برای سرمایه گذاری ها و تجارت است. ما آمادگی همکاری با کسانی که قلبا به شکوفایی آسیای مرکزی علاقمند هستند را داریم. اتحادیه اروپا می تواند به تحول و مدرنیزه سازی اقتصاد کشورهای آسیای مرکزی کمک کند. عبدالرحمان اف، وزیر امور خارجه قزاقستان به نوبه خود، از اتحادیه اروپا خواست حضورش در آسیای مرکزی را در چارچوب استراتژی جدید توسعه دهد. لازم به ذکر است که 19 ژوئن سال 2017 وزرای امور خارجه کشورهای اتحادیه اروپا در مورد ایجاد استراتژی سیاسی خارجی جدید اتحادیه اروپا برای آسیای مرکزی تا اواخر سال 2019 توافق کردند. مشکل اینجاست که منافع کشورهای آسیای مرکزی با نیات اروپا تطابق ندارد. مطابق با دیدگاه EUCAM، کمک اروپا باید قبل از هر چیز، در جهت دفاع از حقوق بشر و توسعه منابع انرژی باشد. کشورهای آسیای مرکزی به سرمایه گذاری ها، تنوع اقتصاد و توسعه تولیدات با تکنولوژی بالا نیاز دارند. به گفته وزیر خارجه قزاقستان، تعامل با اتحادیه اروپا تنها در حوزه افزایش کیفیت و کارایی انرژی، ادامه همکاری در حوزه آموزش و پرورش، حفظ محیط زیست، استفاده منطقی از منابع آبی و مقابله با تغییر آب و هوا و توسعه زیرساخت حمل و نقل-لجستیک، برای کشورش امیدبخش و مفید است. افزایش فعالیت اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی همانند سیاست آمریکا تا حد زیادی می تواند به بی ثباتی منطقه منجر شده و روابط و اتحادیه های انسانی و اقتصادی بوجود آمده را تخریب کند. بدین ترتیب، بوریان نشست آینده رهبران کشورهای آسیای مرکزی را بسیار مثبت ارزیابی کرد و خاطرنشان کرد که اتحادیه اروپا می خواهد، کشورهای آسیای مرکزی به همراه یکدیگر اولویت ها را بررسی کرده و استراتژی های منطقه ای خود را توسعه دهند و چالش ها را برطرف کنند. ظاهرا این دیپلمات اروپایی فراموش کرده است که کشورهای آسیای مرکزی در چارچوب کشورهای مستقل مشترک المنافع، اتحادیه اقتصادی اوراسیا، سازمان پیمان امنیت جمعی و سازمان همکاری شانگهای با هم در ارتباط اند و "رفع چالش ها" مانع ایجاد اتحادیه های منطقه ای می شود. فراخواندن به همگرایی جداگانه بی شباهت با فرمت 1+5 که در جهت تخریب روندهای همگرایی اوراسیاست، نیست. اتحادیه اروپا امید ندارد که از طریق کریدور انرژی جنوبی به منابع انرژی خزر و آسیای مرکزی (ضمن نادیده گرفتن روسیه) دست یابد. همانطور که اتحادیه اروپا اشاره می کند، در بخش های انرژی، زیرساختی و حمل و نقل، باید همگرایی کشورهای آسیای مرکزی با یکدیگر و در بازارهای بین المللی و کریدورهای حمل و نقل باید در اولویت همکاری بین اتحادیه اروپا و آسیای مرکزی قرار گیرد. اتحادیه اروپا سعی دارد کریدور گاز جنوبی را تا آسیای مرکزی گسترش دهد. در گزارش EUCAM پیرامون همکاری با آسیای مرکزی در حوزه انرژی در سال 2009 آمده است که اروپا باید به طور فعال روسیه را از بازار انرژی آسیای مرکزی بیرون کند. دولت ترکمنستان برای مقابله با روسیه نیازمند تضمین های قرادادی است. آمریکا که ایجاد کریدور انرژی جنوبی (که از طریق آن نفت و گاز خزر به اروپا صادر خواهد شد) را ضروری می داند، دقیقا این موضع را تکرار می کند. ساخت و ساز کریدور حمل و نقل "آسیای مرکزی- قفقاز-اوکراین-اروپا" در چارچوب پروژه TRACEKA ماهیت کاملا ضد روسی دارد. اگر از نقطه نظر ژئوپلتیک بنگریم، ТРАСЕКА رقابت برای کریدور "شمال-جنوب" روسیه-ایران-هند را ایجاد می کند. علاوه بر این، هر دو پروژه به طور متفاوت ساختار آینده روابط بین دولتی را تشکیل می دهند. اگر ТРАСЕКА روسیه را از هند، ایران و دیگر کشورهای آسیای جنوبی جدا کند، "شمال-جنوب" بالعکس، تعامل اقتصادی از هم فروپاشیده کشورهای آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی را دوباره برقرار کرده و مسائل امنیتی بسیاری از کشورها را حل و فصل می کند. در هر کجا که غرب وجود دارد شبکه ای از سازمان های غیر دولتی تهدید کننده دولت هم ظهور می یابد. صندوق های خیریه اروپا در این زمینه هیچ فرقی با صندوق های آمریکایی ندارند. در تمام کشورهای آسیای مرکزی صندوق های اروپایی و خیرین مختلف از شورای اروپا، سازمان امنیت و همکاری اروپا، بانک بازسازی و توسعه اروپا و غیره حضور دارند. آنها نه تنها به ساختارهای جامعه مدنی، بلکه به قدرت دولتی هم نفوذ می کنند. به عنوان مثال، در قرقیزستان بنیاد فردریش ایبرت که دارای نمایندگی در قزاقستان، ازبکستان و تاجیکستان هم هست، با وزرات دادگستری، وزارت امور خارجه و دادستانی کل کار می کرد. در این کشور که به طور سنتی به روی سازمان های غیر دولتی بین المللی باز است، همچنین مرکز مهاجرت و توسعه بین المللی(CIM)، موسسه فیزیکی-فنی فدرال(PTB)، بنیاد سیدل هانس(HSS)، بنیاد فردریش ابرت(FES)، انجمن کارشناسان ارشد(SES)، انجمن دانشگاه های ملی آلمان (Dvv International)، بانک توسعه آلمان، جامعه همکاری بین المللی آلمان (GIZ)، آکادمی موج آلمان و غیره کار می کنند. بنیاد علم و سیاست بریتانیا (SWP) طرحی در مورد اینکه پس از مرگ نظربایف، رئیس جمهور قزاقستان حملات نیروهای روسی به جمهوری صورت می گیرد آماده کرده است.این یک تلاش آشکار برای تحریک احساسات ضدروسی و ترس از روسیه برای تخریب روابط دوستانه بین روسیه، قزاقستان و تاجیکستان است. بنیادهای اروپایی همانند همکاران آمریکایی خود به ارزش های اساسی جامعه آسیا حمله می کنند. در گزارش بنیاد فردریش ابرت تحت عنوان "مبارزه با فساد در قزاقستان"، قدرت فوق العاده ریاست جمهوری، پاترنالیسم و فرهنگ سیاسی سنتی-پدرسالانه، به عنوان نقوص سیستماتیک جامعه نام برده شده اند. متحدان قزاقستان که دارای اصول پدرسالاری-سنتی هستند در این امر مقصراند. این موضوع باعث می شود که در قزاقستان انگیزه های خارجی فعالی برای مدرنیزه سازی سیاسی وجود نداشته باشد. این در حالیست که رهبران کشورهای آسیای مرکزی اغلب از جنجال های ژئوپلتیک جامعه یوروآتلانتیک حمایت کرده و سعی دارند اهمیت خود را با بازی بر روی تناقضات بازیگران جهانی مهم افزایش دهند. طرف روسی بارها تاکید کرده است که فعالیت سیاسی خارجی متحدان آسیای مرکزی خود را در صورت رعایت تعهدات قراردادی شان درک می کند. به گفته سرگی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، مواردی مبنی بر اینکه سرمایه گذاری های اروپا ماهیت سیاسی دارند و هدف اصلی کمک های مالی آنها باز بودن یک جانبه بازارهای کشورهای منطقه برای کالاهای اتحادیه اروپاست مشاهده می شود. در طرح تامین توسعه پایدا، آغاز فعالیت پیرامون ایجاد فضای اقتصادی و انسانی واحد از لیسبون تا ولادیواستوک با تکیه بر اصل تقسیم ناپذیر بودن امنیت و همکاری گسترده، به مراتب امید بخش تر و مفیدتر است. اروپا همچنین بخشی از فضای اوراسیا محسوب می شود، بنابراین تحقق همگرایی به جای تلاش برای به جان هم انداختن بازیگران اصلی سیاست بین المللی رقیب، می تواند یک سناریوی بسیار سازنده باشد. آنچه در این متن آمده به معنای تأیید محتوای آن از سویموسسه ایران شرقی نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران و منابع مختلف منتشر شده است