ایران شرقی 13 خرداد 1395 ساعت 12:08 http://easterniran.com/fa/doc/translate/277/ -------------------------------------------------- مذاکرات صلح افغانستان عنوان : امید مصالحه پس از مرگ رهبر طالبان -------------------------------------------------- حمله هواپیمای بدون سرنشین در بلوچستان پاکستان در روز 21 ماه می سبب مرگ ملا اختر محمد منصور رهبر طالبان افغانستان شد. این حمله هوایی علاوه براینکه صحنه را برای رقابت‌ها و کشمکش‌های تازه‌ای در منطقه آماده کرد، ظاهراً به امید برای مصالحه در افغانستان خط بطلان کشید. متن : ایران شرقی/ مرگ منصور از یک سو احتمال ازسرگیری مذاکرات صلح را کاهش داد و از سوی دیگر تنش های منطقه ای را ایجاد کرد. حمله هواپیمای بدون سرنشین در منطقه بلوچستان پاکستان در روز 21 ماه می سبب مرگ ملا اختر محمد منصور رهبر طالبان افغانستان شد. این حمله هوایی علاوه بر اینکه صحنه را برای رقابت ها و کشمکش های تازه در منطقه آماده کرد، ظاهراً به امیدها برای مصالحه در افغانستان نیز خط بطلان کشید. در بیانیه صوتی هشت دقیقه ای به زبان پشتو که منسوب به ملا هبت الله آخوندزاده رهبر جدید طالبان است، اعلام شده:"به خدا سوگند هر کسی که خود را یک افغان، یک مسلمان، یک مجاهد و یک مهاجر در راه خدا می نامد هیچ گاه در مقابل کافران سر تعظیم فرود نخواهد آورد." در این بیانیه صوتی، که مدت کوتاهی بعد از انتشار، توسط سخنگوی طالبان جعلی و ساختگی خوانده شد، تصریح شده که طالبان به "جهاد مقدس" خود ادامه خواهد داد و روند مصالحه را قبول نخواهد کرد. منصور که در تابستان سال 2015 پس از فاش شدن مرگ ملا محمد عمر، بنیانگذار و رهبر معنوی طالبان در سال 2013 رهبر طالبان شد؛ بلافاصله بعد از آنکه زمام قدرت و رهبری طالبان را به دست گرفت موضع خصمانه مشابهی اتخاذ کرد. ملا هبت الله 55 ساله، که به عنوان قاضی در شاخه نظامی طالبان فعالیت خود را آغاز کرد، بعدها به سمت رئیس دیوان عالی امارت اسلامی طالبان نائل شد. آخوندزاده اخیراً در سلسله مراتب طالبان به مقام بالایی دست یافته بود و در تابستان 2015 به عنوان معاون منصور انتخاب شد. هبت الله به عنوان یک روحانی که در منطقه کچلاک ایالت بلوچستان پاکستان قرارگاه غیررسمی طالبان افغانستان مدرسه علوم دینی به نام خیرالمدارس را دایر می کرد، نه به اندازه ملا عمر رهبری کاریزماتیک بوده و نه به هوشمندی ملامنصور است. با این حال، وی فردی مصالحه ناپذیرتر و پیچیده تر از رهبران قبلی است و حتی بر اساس معیارهای طالبان هم از رهبران قبلی تندروتر است. بنابراین برای کسانی که امید به از سرگیری فرایند مصالحه و آشتی معوق میان طالبان و دولت افغانستان تحت خط مشی گروه چهارجانبه (QCG) را دارند؛ انتخاب او انتخاب سختی در نظر گرفته می شود. گروه چارجانبه متشکل از کشورهای افغانستان، پاکستان، چین و ایالات متحده آمریکاست. از دسامبر سال 2015، این چهار کشور جلسات متعددی برگزار کرده اند تا راه را برای راه اندازی مذاکرات صلح مستقیم بین طالبان و دولت افغانستان هموار کنند. گذشته از دیدگاه های شخصی و تندروی آخوندزاده، از سرگیری مذاکرات صلح، حداقل در آینده نزدیک، غیر محتمل به نظر می رسد. زیرا سطح اعتماد میان دو طرف متخاصم در حال حاضر در پایین ترین حد خود قرار دارد. کاربرد کلمات و لحن مؤدبانه و محتاطانه در گذشته، ناگهان جای خود را به تهدید و هشدار در پیام های دولت افغانستان، ایالات متحده و طالبان داده است. اگر خوش بین باشیم و نگوییم سال ها؛ حداقل ماه ها طول می کشد تا طرف ها به سطح اعتمادی که قبل از 21 ماه می وجود داشت، برسند. از نقطه نظر طالبان، رئیس جدید و 2 معاون وی -سراج الدین حقانی، پسر جلال الدین حقانی رهبر شبکه حقانی و ملا محمد یعقوب، پسر بنیانگذار طالبان ملا محمد عمر- باید فطرت و شخصیت خود را با اتخاذ سیاست تهاجمی در جبهه نبرد ثابت کنند تا هم اعتماد وفاداران خود را به دست بیاورند و هم مخالفان را ثحت تأثیر قرار دهند. هیچ کدام از این 3 نفر نمی توانند از عهده گزینه مذاکرات صلح برآیند در حالی که رهبری سازمانی را بر عهده دارند که هنوز در حافظه اش 2 مورد از رنج آورترین شکست های پیاپی در فاصله کمتر از یک سال ثبت شده است (اعلام مرگ ملا عمر در سال 2015 و اعلام مرگ منصور در می 2016) برای تقویت روحیه جنگجویان و فرماندهان، استراتژی احتمالاً همان تاکتیک های تهاجمی اتخاذ شده توسط منصور است. استراتژی که به واسطه آن منصور در سپتامبر 2015 قندوز را تصرف کرد و با شدت تمام در برابر گروه شورشی ملا رسول و همچنین در مقابل شاخه افغانستان-پاکستان دولت اسلامی (داعش) ایستاد. در همین حال، به نظر می رسد که سه نفر از چهار عضو QCG -یعنی پاکستان، افغانستان، و ایالات متحده هم در یک موضع مشابه و موافق روبروی طالبان قرار نگرفته اند و بنابراین انجام مذاکرات صلح حتی بیش از پیش بعید به نظر می رسد. پاکستان نسبت به حمله هواپیماهای بدون سرنشین که جان منصور را گرفت، معترض است و آن را نقض حاکمیت کشور خود خوانده است. در 23 می دیوید هیل سفیر آمریکا در اسلام آباد، به وزارت امور خارجه احضار شد تا اعتراض رسمی پاکستان را ثبت نماید. فرمانده ارتش پاکستان در 25 ماه می در دیدار با سفیر آمریکا، در مقر ستاد کل ارتش، نگرانی جدی خود را بابت حمله هوایی 21 ماه می ابراز کرد. از سوی دیگر، جان کری وزیر امور خارجه آمریکا در بیانیه ای یک روز بعد از حمله هوایی 21 می منتشر نمود، اعلام کرد: "این اقدام پیام روشنی به جهانیان است که بدانند ما همچنان به همکاری با شرکای افغان خود ادامه می دهیم." پیام کری بسیار روشن است و ظاهراً خطاب به پاکستان است. همان کشوری که گفته می شود طالبان با بهره گیری از پناهگاه ها و با حمایت عناصر سازمان های امنیتی قدرتمند پاکستان طی 15 سال گذشته، از امنیت خود در این کشور لذت می بردند. حمله هوایی و این پیام قدرتمند از جانب ایالات متحده، دولت افغانستان را ترغیب کرد الفاظ نرم را کنار بگذارد و اخطار قوی خطاب به طالبان صادر کند "باید به خشونت پایان دهند و زندگی مسالمت آمیز را از سر بگیرند وگرنه به سرنوشت رهبر خود دچار خواهند شد." پیش از این، از اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان نقل قول شده که در اشاره ای آشکار به پاکستان اظهار داشته "برخی از کشورها تنها صادر کننده تروریسم هستند، اما صادرات سه جانبه ما اعتقاد به خود، همکاری و بهره مندی از موقعیت های سخت منطقه در جهت کسب رفاه و ثبات ملت هایمان است". در زمان اعلام این سخنرانی، غنی در تهران به سر می برد و همراه با نارندرا مودی نخست وزیر هند و حسن روحانی رئیس جمهور ایران یک قرارداد سه جانبه برای توسعه زیرساخت های بندر چابهار ایران را امضا کرد- قراردادی که پاکستان را به طور کامل کنار می گذارد-. پاکستان همواره باسوءظن ارتباطات هند با همسایه هایش، به خصوص افغانستان را تحت نظر گرفته است. توسعه بندر چابهار ایران را در ترازو به عنوان یک وزنه تعادل با ساخت و ساز و توسعه بندر گوادر در ایالت بلوچستان پاکستان می توان در نظر گرفت. پروژه احداث این بندر تحت حمایت چین اجرا می شود. جدا از تنش در روابط پاکستان- افغانستان و ایالات متحده-پاکستان کشته شدن رهبر طالبان همچنین بر روابط ایران و پاکستان تأثیر می گذارد؛ روابطی که هرگز بدون سوء ظن نبوده است. گفته می شود منصور برای سفرهای خود از گذرنامه ای جعلی به نام ولی محمد استفاده می کرد، ظاهراً این گذرنامه در نزدیکی صحنه وقوع حمله هوایی پیدا شده و به طور معجزه آسایی سالم باقی مانده است. در این گذرنامه ویزای معتبر ایرانی وجود دارد که نشان می دهد منصور در 28 مارس وارد ایران شده و در تاریخ 21 می از ایران خارج شده است. وزارت امور خارجه پاکستان در بیانیه ای اعلام کرد: "گذرنامه پیدا شده دارای ویزای معتبر ایران بوده است". از سوی دیگر، ایران حضور منصور در این کشور را تکذیب کرد. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت: "مقامات مسئول جمهوری اسلامی ایران ادعاها مبنی بر عبور این شخص در این تاریخ از مرز ایران و ورودش به پاکستان از طریق ایران را تکذیب کرده و نمی پذیرند." سفر منصور به ایران و ارتباطات احتمالی وی با تشکل های روحانیون، هر چند شاید یک حرکت هوشمندانه از جانب وی تلقی شود، اما به همان اندازه برای حامیان پاکستانی وی نگران کننده بوده است. اعتقاد بر این است که رهبر کشته شده طالبان از ارتباطات ایرانی خود استفاده می کرده تا فشار پاکستان در خصوص مذاکرات صلح با دولت افغانستان در گذشته را دفع کند. گرچه ماهیت دقیق ارتباطات منصور با حکومت ایران نامعلوم است، اما با توجه به ماهیت روابط دیپلماتیک پاکستان و ایران، بازدیدهای مکرر وی از ایران باید به یک منبع نگران کننده برای مسئولان پاکستانی تبدیل شده باشد. قتل منصور نه تنها روزنه کوچک امید برای مذاکرات صلح در افغانستان را کاهش داده است، بلکه سوء ظن در میان همسایگان منطقه را عمیق تر کرده، همسایگانی که پیش از این هم از بی اعتمادی که ریشه در تاریخ، جغرافیا، و اعتقادات آنها دارد رنج می بردند. انتهای مطلب/.